صفحه اصلی

خیلی از ماها ممکنه اطلاعات ناقصی از ویتامین ها، فواید آن‌ها، میزان نیازمان به آن‌ها، منابع تامین ویتامین و … داشته باشیم. خیلی نمیخوام بحث تخصصی کنم. چون من یه مهندسم نه دکتر!! اما قطعا همه‌ی ما سلامتی برامون خیلی اهمیت داره و سلامتی قسمتیش در تغذیه مناسبه.

بیایید از زبان ویکی پدیای عزیز(!) یه کم در مورد ویتامین D بیشتر بدانیم:

ویتامین د را که کلسیفرول می‌نامند، یکی از ویتامین‌های لازم برای بدن و از ویتامین‌های محلول در چربی است، که به رشد و استحکام استخوانها از طریق کنترل تعادل کلسیم و فسفر کمک می‌کند.این ویتامین با ایجاد افزایش جذب فسفر و کلسیم از روده‌ها و کاهش دفع از کلیه به متابولیسم استخوان‌ها کمک می‌کند و همچنین از طریق ترجمه ژنهای هسته سلول به رشد سلول کمک می‌کند.
منبع اصلی دریافت این ویتامین بجز منابع گیاهی مثل غلات و حیوانی مثل ماهی ساردین و شیر، نور آفتاب است.بطوری که ۱۰ تا ۲۰ دقیقه ماندن در زیر نور آفتاب، نیاز روزانه بدن انسان به این ویتامین را تامین می‌کند.کمبود این ویتامین همچنین باعث پوکی استخوان در کهنسالی می‌گردد.

خب… تا اینجا متوجه شدید که نقش ویتامین D در کنار دیگر عناصر به ویژه کلسیم چقدر برای استخوان ها و رشد سلول ها لازمه. حالا یه کم میخوام فواید این ویتامین رو لیست وار بگم:

  • افزایش قدرت و هماهنگی عضلات در افراد کهنسال
  • پیشگیری از بروز بیماری‌هایی مانند راشیتیسم در کودکان، استئومالاسی در بزرگسالان و پوکی استخوان در کهنسالی
  • کمک به رشد و استحکام استخوان‌ها و رشد سلولها
  • موثر در سلامت مغز و جلوگیری از آلزایمر

اما کمبود این ویتامین چه اثرات منفی‌ای میتواند بر ما داشته باشد؟ باز هم لیستی از عوارض کمبود ویتامین D:

  • در دوران کودکی بیماری راشیتیسم
  • در دوران بزرگسالی بیماری استئومالاسی: کاهش تراکم استخوانی دردهای شدیدی در قسمت پا و کمر احساس می‌شود و شکسته شدن استخوان‌ها بلند
  • در دوران کهنسالی بروز بیماری پوکی استخوان
  • افزایش احتمال ابتلا به سرطان سینه یا پروستات
  • به دلیل ضعیف شدن دستگاه ایمنی بدن باعث می‌شود فرد مبتلا به سرطان و دیابت و حتی عفونت گردد

ذکر این نکته لازمه که:

بیماری استئومالاسی با دریافت ویتامینD بهبود میبابد. اماااااا… پوکی استخوان در دوران کهنسالی با دریافت ویتامین D قابل درمان نیست. اما در دوران جوانی با مصرف ویتامینD در کنار کلسیم و فسفر قابل پیشگیری است.

اما راه چاره!!

منابع حاوی ویتامین D:

  • آفتاب
  • منابع گیاهی:غلات و برخی سبزیجات و میوه‌جات.
  • منابع حیوانی:کره، روغن کبد ماهی، زرده تخم مرغ، خامه، جگر، ماهی ساردین
  • دریافت این ویتامین به صورت مصنوعی مثل کپسول و آمپول

ارزان ترین منبع یا بهتره بگم منبع مجانی، نور آفتاب است. نور آفتاب بدون واسطه، یعنی آفتابی که از شیشه عبور کنه فاییده نداره. روزانه بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه زیر نور آفتاب.

185742d44_mlحالا این چالش هدفش چیه؟

واسه جلوگیری از پوکی از استخوان، سرطان سینه، پروستات، تضعیف سیستم ایمنی بدن، دیابت، بیماری های عفونی و … ، قراره روزانه ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در معرض نور مستقیم آفتاب قرار بگیریم و ویتامین D جذب کنیم تا به اصطلاح ما جوونا در دوران زندگی به ویژه جوانی و کهنسالی دو نقطه دی (:دی) باقی بمونیم! 

سعی کنید وقتی روزانه میرین که آفتاب بگیرید تا ویتامین D جذب کنید، دو نقطه دی باشید و از لحظاتتون لذت ببرید،در کنارش از لحظاتتون فیلم و عکس تهیه کنید و با هشتگ #ویتامین_دی در شبکه های اجتماعی دوستان و آشنایاتون رو از عوارض کمبود ویتامین D آگاه کنید و اونا رو هم به این چالش دعوت کنید.

عکس ها و فیلم ها میتونه حاوی یک نکته خلاقانه از فواید آفتاب گرفتن باشه و یا اینکه توو دانشگاه روو نیمکت زیر آفتاب با دوستانتون نشسته اید و وقتی را برای آفتاب گرفتن گذاشته اید.یه عکس بگیرید و به اشتراک بگذارید. همین برای آگاه کردن و مطلع کردن دیگران کافیه… هدف مطلع کردن دیگرانه

پیج دو نقطه دی توو فیسبوک سعی میکنه گوشه ای از ابتکارات خلاقانه شما رو به معرض نمایش بذاره. فیلم عکس متن شعر هر چی که فکر میکنید میتونه باعث آگاهی دیگران بشه و باعث تشویق و ترغیب خودتون و دیگران بشه که این حرکت روزانه تداوم داشته باشه رو با هشتگ #ویتامین_دی به اشتراک بگذارید. وبلاگ کوله پشتی هم منتظر شنیدن نظرات، پیشنهادات و خاطرات شما هست. اینجا مال خودتونه!

شما میتونید توو وبلاگ هاتون هم از تجربیات و خاطراتتون بگین. قرار های دوستانه، دور هم بودن و در کنارش جذب آفتاب خیلی دلچسب تره. یادتون نره: ویتامینD … آفتاب … دو نقطه دی

rambod javan nima shabannejad

عکس از اینستاگرام نیما شعبان نژاد @nimashabannejad در کنار رامبد جوان و فرمان فتحعلیان

 

توجه:

  • کرم های ضد آفتاب و مواد آرایشی خانم ها مانع جذب ویتامین D میشه.
  • هر چیزی به اندازش خوبه. نه افراط نه تفریط. نه زیادی زیر آفتاب بمونید که خودش کلی مضره. نه اینکه دیگه با آفتاب قهر کنید.
  • حتما با پزشک خودتون مشورت کنید اگر دچار بیماری های پوستی هستید.
  • لطفا پزشکان و دوستان در به روز کردن این قسمت مرا یاری کنند.

هدف من از این طرح چیه؟

  1. یک قدم برای سلامتی دوستان و آشنایان و همه ی مردم ایران و البته جهان
  2. آگاه سازی مردم
  3. ایجاد یک لحظه ی خوش و شاد برای شمایی که عکس میگیری و شمایی که عکس رو میبینی
  4. شکر نعمت هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده تا به درستی و به اندازه ازشون بهره ببریم

پ.ن: کلیه اطلاعات این مفاله از ویکی پدیا ذکر شده است.

این ویدئو را در اینستاگرام شخصی ام اولین بار منتشر کردم. میتوانید در آن جا نیز مشاهده نمایید.

 

 

google-inbox-intro

گوگل اینباکس سرویس جدید گوگل است که با تازگی منتشر شده و فعلا در مرحله تست می باشد و نیاز به دریافت دعوتنامه دارد. پس از این مرحله به زودی در دسترس کلیه کاربران گوگل قرار خواهد گرفت.

به طور خیلی سریع میتوان گفت گوگل اینباکس یک نسخه ای فراتر از جیمیل است که به شما امکانات فراتری را برای چک کردن ایمیل و طبقه بندی ایمیل ها میدهد. در زیر به بررسی جزئی تر این سرویس می پردازیم.

فقط این نکته رو بگم که این سرویس جایگزین جیمیل نیست. جیمیل به فعالیت خودش ادامه میده و سرویس گوگل اینباکس جایگزینی است برای کسانی که می خواهند حرفه ای تر ایمیل های خود را چک و طبقه بندی کنند.

۱- طبقه بندی

google-inbox--bundleشما از طریق این امکان گوگل اینباکس می توانید برای دسته بندی ایمیل های خود اقدام کنید. حجم زیاد ایمیل ها بدون طبقه بندی همه را کلافه میکند. ایمیل هایی که از شبکه های اجتماعی، سایت های تبلیغاتی، گروه های دانشجویی، گروه های کاری و … می آید اگر یک دست طبقه بندی شوند شما را در چک کردن راحت تر ایمیل ها یاری میکند. شما میتوانید با توجه به نیاز هایتان دسته های مختلفی را ایجاد کنید تا ایمیل های مربوط به هر دسته در آن دسته قرار گیرد.

google-inbox--one-place

۲- دیدن نکات مهم در یک نگاه

google-inbox--highlightماهیت بعضی ایمیل ها آنگونه است که شما در یک نگاه می توانید متوجه پیغام آن ها شوید. اما باید همیشه ایمیل را باز کنید و مطالعه کنید. در گوگل اینباکس، در اینچنین ایمیل ها به طور خودکار فقط محتوای مهم را به شما نشان می دهد تا نیازی به باز کردن ایمیل نباشد. یعنی در همان اینباکس شما متوجه محتوای ایمیل خواهید شد. تصاویر زیر به شما در درک بهتر آنچه گفته شد کمک میکند:

google-inbox--highlight-1

google-inbox--highlight-2

۳- انجام کارها با یادآوری (reminder)

google-inbox--reminderبا این امکان گوگل اینباکس شما دیگر نمیخواهد نگران قرار ملاقات ها، تماس ها و کارهایی که نیاز به یادآوری دارند، باشید. این سرویس به شما امکان آن را میدهد که کارهایتان را برنامه ریزی کنید و با نسبت دادن ساعت و تاریخ، در زمان موعد با زنگ هشدار مطلع شوید. این سرویس همچنین با وارد کردن حروف، به صورت خودکارپیش بینی میکند که چه چیزی را میخواهید تایپ نمایید و به شما پیشنهاد می دهد. بنابراین در وقت شما هم برای تایپ کردن صرفه جویی می شود!

google-inbox--auto-type

۴- به تعویق انداخت (snooze) 

google-inbox--snooze

شاید برایتان پیش آمده باشد که سر کلاس یا در یک جلسه کاری ایمیلی دریافت میکنید و نمیتوانید پاسخ دهید و میخواهید بعدا سر فرصت آن ایمیل را دوباره بررسی کنید و پاسخ دهید. با امکان اسنوز کردن ایمیل های ورودی و یا یادآوری ها، آن ها در زمانی که معین میکنید دوباره یادآوری می شوند و نوتیفیکیشن دوباره ظاهر می شود، انگار که تازه رسیده اند!

google-inbox--snooz1

۵- امکان استفاده با دیوایس های مختلف

google-inbox--device

شما هم از طریق وب، هم از طریق دستگاه های هوشمند (تبلت، تلفن همراه) خود با سیستم عامل عامل های اندروید و ios می توانید از گوگل اینباکس استفاده نمایید.

————————————————————————

پ.ن۱: متاسفانه گوگل برای هر اکانت فقط امکان ارسال ۳ دعوتنامه را می دهد و من متاسفانه دیگر دعوتنامه ای ندارم که در اختیار شما قرار دهم. اما شما می توانید با ورود به https://inbox.google.com از گوگل بخواهید برای شما دعوتنامه ارسال کند. معمولا چند روزه به دستتان خواهد رسید. (هر چند این سرویس به زودی در دسترس کلیه کاربران گوگل قرار خواهد گرفت)

پ.ن ۲: شما میتوانید اپلیکیشن گوگل اینباکس برای اندروید را از کافه بازار از اینجا دانلود کنید.

 

 

 

روایت اول:

اکثر ما باور داریم ماهیت وجودی انسان روح اوست. روحی که از منشا هستی، پروردگار عالم بر ما دمیده شده. جسم ما از خاک و بی جان است و فقط با روحی که در آن است زنده می‌شود.

در دنیا تجربه بیماری هم برای روح است هم برای جسم. اما سلامت جسم به طرز بسیار زیادی به سلامت جسم وابسته است. طوری که میبینیم خیلی از کسانی که به بیماری های سخت جسمی مبتلا هستند با اعتماد به نفس و امید که سرمنشا آن روح است، درمان کامل می‌شوند.

اما روحی که بیمار است چه؟ روحی که افسرده است و ناراحت از بدترین بیماری های جسمی بدتر است! داشتن یک روح شاد و آرام کار پیچیده‌ای است چرا که شناخت روح خود و روحی که منشا آن خداوند بوده، نیازمند توجه ویژه و شناخت عمیق است. اما کاری است که حقیقت زندگی ما است و در طول دوران زندگی باید هر روز نسبت به دیروز شناخت بهتری را کسب کنیم و هر روز حالمان خوب تر باشد…

بنابراین سلامت روحت را دریاب که سلامت جسمت بدان وابسته است…

 

روایت دوم:

سازمان یا شرکتی را در نظر بگیرید که دچار رکود و ضرر شده است. یک سازمانی که بقاءش دچار مشکل شده و نزدیک است که دیگر نتواند به فعالیت خودش ادامه دهد. این سازمان دچار دگرگونی شده و تک تک اعضای آن از مدیرعامل و هیئت مدیره گرفته تا جزءترین کارمند سازمان دچار نگرانی و وحشت از آینده‌ی شغلی خود گشته اند. جسم این سازمان دچار مشکل است. رفتار کارمندان و مدیران عصبی و همراه با تنش است و غده‌ی سرطانی ورشکستگی و نابودی هر روز بزرگتر می‌شود.

روح این سازمان چیست؟ روح یک سازمان، ماهیت وجودی این سازمان است. ماهیتی که به این سازمان جان می‌دهد. شاید اعضای هیئت مدیره و سهام داران اولین کسانی باشند که با یک هدف خاص، به تاسیس این سازمان دست زده‌اند. نوع برخورد آنان در حل مشکلات کلان سازمان یکی از عوامل دخیل در سلامت روح سازمان است. مشتریان! مشتریان که این سازمان برای ارائه خدمت و یا محصول به آنان ایجاد شده یکی دیگر از وجه‌های دخیل در سلامت سازمان اند. توجه ویژه به برآورده کردن نیاز آنان و کسب رضایت آنان، سلامت روح سازمان را در اختیار دارد. کارکنان و پرسنل یک سازمان نیز وجه دیگری از روح یک سازمان هستند. توجه به خواسته‌های آنان و آموزش درست و به جا به آنان، در مواقع بجران‌های جسمی سازمان مثل عدم سودآوری و یا هزینه‌های گزاف سازمان باعث می‌شود تا خلل‌های جسمی درمان شوند.

زندگی در یک سازمان یعنی اینکه حال همه‌ی ذی‌نفعان خوب باشد و سودآوری و بقای سازمان هر روز بهتر و پایدار باشد.

 

سخن را پیچیده نکنم… روح باید از توجه ویژه‌ای برخوردار باشد تا سالم و سر کیف باشد تا شرایط سالمی بر جسم نیز حکم فرما باشد. چه روح آدمی باشد، چه روح یک سازمان…

ترس

اگر به زمان‌های پست‌های وبلاگم دقت کنید می‌بینید که از آن دست از وبلاگ‌نویس‌‌های تنبل هستم که دیر به دیر آپدیت می‌کنند. شاید یه قسمتی از آن تتبلی باشد(تعارف نداریم که!) اما بیشتر ماجرا به آنجایی بر‌می‌گردد که میترسم!!! می‌ترسم متنی را بنویسم که نتوانم حق مطلب را ادا کنم و بیشتر یاوه گویی باشد، می‌ترسم از آنکه نتوانم آنچه را در ذهن دارم به خوبی بیان کنم. می‌ترسم، می‌ترسم و می‌ترسم‌های بسیار دیگر…

ترس یک احساس ناخوشایند اما طبیعی است که شما را از انجام کاری باز می‌دارد. ترس شما را از انجام کاری که شاید قابلیتش را دارید یا می‌توانید آن قابلیت را کسب کنید می‌ترساند یا به عبارتی نمی‌گذارد که انجام شود.

تنها راه مبارزه با ترس از نظر من جنگیدن با آن نیست. زیرا ترس یک واکنش طبیعی است و طبیعی است که شما از انجام کاری که تا به حال نکردید یا به آن عادت نکردید بترسید. ترس گاهی مفید است. چرا که شما را در مورد موضوع دقیق‌تر و کنجکاو‌تر می‌کند تا آن را بیشتر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید. اما مبارزه با ترس یعنی سرکوب تجزیه تحلیل ها و سرکوب نتیجه‌گیری‌های موضوع.

بنابراین با ترس‌هایتان دوست باشید. در مورد ترس‌هایتان آگاهانه بیاندیشید و تجزیه تحلیل نمایید تا در مورد آن آگاه شوید. سپس دوستانه بر آن غلبه کنید و کاری را که از آن می‌ترسید، یکباره با روحیه و انگیزه فراوان انجامش دهید. دقیقا مثل همین مطلبی که من نوشتم، با آنکه از نوشتن می‌ترسیدم!! رفاقت هایتان را با ترس‌هایتان تنگ‌تر کنید. زندگی با ترس(اما از نوع دوستانه) طعم شیرین‌تری دارد، چراکه قابلیت‌های پنهان خود را کشف می‌کنید.

پ.ن: ترسیدن از بعضی چیزها لازم است. با تفکر در مورد بعضی از موضوعاتی که از آن می‌ترسید به این نتیجه می‌رسید که این نوع ترس‌ها لازم و اجباری هستند. بنابراین با این نوع ترس‌ها دوست نشوید و هرگز انجامشان ندهید!!! مثل دست کردن در دهان شیر!!!!

 

 

از نظر من در یک تعریف ساده، زندگی یعنی هنر درس گرفتن از اشتباهات و استفاده از تجربیات در طول زندگی برای جلوگیری از اشتباهات بزرگ‌تر.

هر روز با اتفاقات زیادی سر و کله میزنیم و از این اتفاقات تجربیاتی را کسب میکنیم. در صفحه توییتر شخصی‌ام هشتگی را با عنوان  #۱۰۰روزتجربه  (بدون فاصله و نیم‌فاصله بین کلمات) معرفی کردم که هر روز یکی از تجربیاتی که کسب کرده ام را یادداشت می‌کنم. خود نوشتن تجربه باعث می‌شود تا بیشتر در ذهن باقی بماند و همچنین دیگران نیز از تجربیات کسب شده استفاده می‌کنند.به همین دلیل بنا را بر این گذاشتم تا این تجربیات را هر روز در وبلاگم  علاوه بر توییتر منتشر کنم.

اگر شما هم تمایل داشتید می‌توانید در توییتر یا در وبلاگتان از تجربیاتتان بنویسید تا دیگران نیز از تجربیات شما آگاه شوند و در زندگی به کار گیرند.

لطفا اگر تجربیات خود را می‌نویسید لینک مطالبتان را کامنت کنید تا آن را با دیگران به اشتراک بگذارم.

(این پست هر روز به روزرسانی می‌شود)

: نا امیدی درست زمانی میاد سراغت که داری به موفقیت نزدیک میشی.

: هیچ کاری بدون آرامش به خوبی پیش نمیره. همیشه باید آرام بود و کارها را پیش برد.

: توو زندگی فقط باید برای آرامش جنگید. اما جنگی توام با آرامش. زندگی یعنی رسیدن به آرامش.

: تبلیغات وقتی موثر و موفق هست که بتونی با مخاطب ارتباط مستقیم برقرار کنی.در واقع طوری که مخاطب حست کنه.

: شروع هیچ کاری آسان نیست. هنر آن است سختی ها و مشکلات را در طی زمان با صبر و امید هموار و آسان کرد.

: یک اشتباه را دوبار تکرار نکن. چرا که تجربه ات زیر سوال می رود و پیشرفتی در زندگی نخواهی کرد.

:زندگی هنر زمانبندیه.زمانی برای کار،زمانی برای تفریح و خواب.استراحت بعد کلی کار و تلاش واجبه.

: همیشه به زمان توجه کن و برای هر لحظه ات برنامه ریزی کن. چشم بر هم میگذاری میبینی همه چیز دیر شده.

: رهایی جستن از عادت هایی که خوب نیستند کاری است دشوار اما ممکن. کافی است همیشه اهدافت را در نظر بگیری و مرور کنی.

:شکست در شروع و ادامه هر بیزینسی یعنی انگیزه دادن برای تلاش بیشتر و یافتن ایده ای تازه تر.

ادامه مطلب

طبق روال هر روز مشغول چک کردن اینستاگرام بودم که با یکی از عکس های بهرام رادان عزیز روبرو شدم که زیرش نوشته بود:

آرزوهاتو بنویس تا یادت نره روزی که بهشون رسیدی، چه زود رویا واقعی میشه

این جمله مطالبی را در ذهن من به وجود آورد که بد ندیدم آن را به عنوان یک مقاله در کوله پشتی با شما درمیان بگذارم.

تعریف من از آرزو: آرزوها افکاری تخیلی هستند که به سرعت در ذهن شکل میگیرند و ذهن  به دلیل پردازش بالا سریعا به آن پر و بال میدهد و بزرگ می‌شود. 

اگر میگویم تخیلی، بدان معناست که با توجه به سطح اندیشه و موقعیت های زندگیمان، چیزهایی دورتر از موقعیت فعلی را متصور می‌شویم. مثلا شاید برای یک فرد تهی دست داشتن یک دوچرخه ارزو باشد اما برای فرد دیگری دوچرخه یک وسیله ی عادی تلقی شود.

اما چرا نوشتن آرزوها و تخیلاتمان؟ زمان به سرعت می‌گذرد و ما انسان‌ها فراموشکارانی حرفه‌ای هستیم. فراموش می‌کنیم انچه را که امروز داریم، روزی آرزویمان بوده. اگر بدانیم آرزوهایمان چه بوده، بیشتر قدر داشته‌هایمان را می‌دانیم و قطعا به این باور خواهیم رسید که آرزوها قابل دسترس هستند نه غیر قابل دسترس. مثل آرزوی پرواز که منجر به ساخت هواپیما شد و امروز هواپیما یک وسیله عادی است.

فراموشکاری ما بدین معنا نیز هست که ما گاهی آرزوهایمان را از خاطر می‌بریم و روزی به یادش می‌افتیم که دیگر توان به واقعیت رساندن آن را نداری و جز حسرت رسیدن به آرزو برایمان نمی‌ماند. نوشن آرزوها و مرور آن‌ها ما را با به یاد آوردن آرزوهایمان وادار به رسیدن به آن می‌کند.

یکی دیگر از نکات قابل توجه در نوشتن آرزوها، برنامه ریزی و مدیریت برای رسیدن به آرزوها و واقعیت بخشیدن به آن‌هاست. همانطور که گفتم مغز ما افکار و آرزوهایمان را به سرعت پردازش می‌کند و به آن پر و بال می‌دهد. اما ما را از اندیشیدن به چگونه رسیدن به آرزوها باز می‌دارد. نوشتن و بیان افکار در قالب کلمات، مغز ما را وادار می‌کند تا منطقی تر، دقیق تر و با تمرکز بیشتری روی افکار و آرزوها بیاندیشیم. ثبت آرزوها به‌ شیوه‌ی رسیدن به آرزوها جهت می‌دهد. وقتی کلماتی را بر کاغذ یادداشت می‌کنید، ذهن شما به دنبال کلمات و افکار مرتبط میگردد و ممکن است در این میان به منابع مهمی در جهت رسیدن به آرزویتان بربخورید. مثل به یاد آوردن نام شخصی که به شما کمک کند یا به یاد آوردن تجربه و داستانی از گذشته که به رسیدن به آرزویتان کمک کند و ….

ممکن است یک آرزو برای شما غیر قابل دسترس باشد و هر تلاشی بکنید نتوانید به آن برسید، اما همین آرزو می‌توانید ایده‌ای باشد برای فرد دیگری که توانایی رساندن شما را به آرزویتان داشته باشد. فرض کنید شما یک هنرمند هستید  و آرزو دارید تا بتوانید رنگ هایی که در نقاشیتان استفاده می‌کنید نزدیک به رنگ واقعی طبیعت باشد. شاید این آرزو ایده‌‌ای را به دانشمندان و مهندسان بدهد تا دستگاهی را اختراع کنند که بتواند رنگ طبیعت را تشخیص و با ترکیب دیگر رنگ‌ها با نسبت دقیق، همان رنگ را تولید کند.(شاید این وسیله اختراع شده باشه!! من نمیدونم!)

بنابراین بنویسید، شاید همین نوشتن و در اختیار قراردادن آن با دیگران به پیشرفت علم و تحقق آرزوهایی که خود نمی‌توانید به آن برسید، کمک کند.

همین امروز فرصت مناسبی است تا دست به قلم بردارید و تیتری را برای آرزویتان انتخاب کنید. در زیرش به آن پر و بال بدهید و جزئیات بیشتری را بنویسید. از نوشتن تخیلات و افکار غیر واقعی نترسید. اغلب انسان‌های موفق در جستجوی تمایزات و غیر معمول ها هستند.زیر همه‌ی این توضیحات خطی بکشید و یک to-do-list ایجاد کنید و مقدمات لازم برای رسیدن به آرزو را یادداشت کنید.

یک کار پیشنهادی من هم این است تا در هر مرحله از رسیدن به آرزو، تجربیات خود را نیز یادداشت کنید. همین تجربه‌ها ورودی هایی تسهیل کننده برای دیگر آرزوهایتان خواهد بود.

به امید رسیدن به آرزوهایی که روزی نوشته بودند و روزی به واقعیت تبدیل می‌شوند.

پ.ن۱: با تشکر از بهرام رادان عزیز که این اجازه را به من دادند تا از عکس و مطلب زیر عکسشان استفاده کنم و این مطلب را یادداشت نمایم.

پ.ن ۲: عکس مطلب از اینستاگرام آقای بهرام رادان @bahramradan

خوشبختانه این روزها بازار تجارت الکترونیک و خرید اینترنتی در بین گروه های مختلف مردمی رایج شده است. اما خیلی از افراد برای پرداخت اینترنتی از طریق درگاه های بانکی کمی تامل میکنند. یکی از مطمئن ترین راه های پرداخت، پرداخت پس از تحویل کالا است، یعنی پرداخت درب منزل. اما مشکل این روش این است که در شهر، برگشت پیک موتوری و حمل و نقل  های اضافی علاوه برافزایش هزینه ها باعث شلوغی و ترافیک شهر نیزمی گردد. یکی از اهداف تجارت الکترونیک این بوده است تا علاوه بر فراهم کردن آسایش و راحتی، جلوی هزینه های اضافی را بگیرد.

در این نظر سنجی ما بر آنیم تا نظرات و تمایلات گروه های مختلف را برای پرداخت اینترنتی بسنجیم و با تحلیل نتایج بتوانیم تجارت الکترونیک و سیاست های خرید الکترونیکی و پرداخت اینترنتی را اصلاح نماییم تا بتوانیم اطمینان مخاطبان را افزایش دهیم و هزینه های اضافی را کاهش دهیم.

لطفا در این نظرسنجی شرکت کرده و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

روز جهانی ساعت زمین هر ساله در سراسر جهان به منظور حفاظت از منابع کره زمین برگزار می‌شود و مردمان سراسر جهان به مدت یک ساعت، چراغ‌ها و وسایل غیر‌ضروری خود را خاموش می‌کنند.

همچنین در یک اقدام نمادین، مراکز مهم شهر‌ها مثل برج میلاد در تهران، سی و سه پل در اصفهان و … به مدت یک ساعت چراغ‌هایشان را خاموش می‌کنند.

شما می‌توانید برای حفظ منابع کره زمین به این طرح بپیوندید و به مدت یک ساعت، در روز ۹ فرودین ۹۳ از ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ چراغ‌ها و وسایل غیر‌ضروریتان را خاموش کنید.

ویدئوی زیر هم توسط من در اینستاگرام تهیه شده تا تبلیغی باشد برای این اقدام جهانی، که در زیر می‎توانید مشاهده اش کنید.

بهار بهانه‌ایست برای تغییر و شکوفا شدن دوباره. زندگی‌ای که پس از ماه‌ها خزان و زمستان، جانی دوباره میگیرد. طبیعت یک صدا و یک دل تن به زندگی‌ای دوباره می دهند و آغاز میکنند. آغازی پر از طراوت، شادابی و زیبایی…

من و تو هم بخشی از این طبیعت و دنیا هستیم. چرا آغاز نکنیم؟ چرا تغییر نکنیم؟ بیایید توشه‌های این سال جدید را در کوله پشتی‌هایمان جا دهیم.

 

بازی وبلاگی کوله پشتی برای سال ۹۳ که در وبلاگ آقای امیر مهرانی مطرح شده بهانه‌ایست که من هم در اینجا از کوله‌پشتی‌ام بنویسم.

 

هر سالی که میگذر بخشی از روزهای زندگی ماست که دیگر تکرار نمیشود. چه بد چه خوب، روزهای زندگی است! اگر نامش را زندگی میگذاریم(نه مردگی!) پس باید زنده بود و زنده بودن به معنای هوشیار بودن و آگاه بودن است. پس باید نقشمان را آگاهانه در فیلم زندگیمان بازی کنیم و لذت ببریم…

تجربه شخصی‌ام در سال ۹۲ شاید با حرف‌هایم در پاراگراف قبلی متضاد باشد. شاید بتوانم بگویم که زندگی نکردم و لذتی نبردم و روزهایی از عمرم را تلف کردم. شاید باید حسرت گذشته را بخورم و آینده و حال خود را خراب کنم. اما نه! اولین توشه ی کوله پشتی من برای سال ۹۳، با توجه به تجربیاتم در سال ۹۲، نگاه تامل برانگیز بر همه ی لحظه های زندگی خواهد بود تا بتوانم درست زندگی کنم و نقش خوبی را ایفا کنم.

 

دوستان، آشنایان و اقوام ما کسانی هستند که لحظه‌های با هم بودن و تنها نبودن را برای ما به ارمغان می‌آوردند. لحظه هایی که در کنار یکدیگر میتواند  به لحظه‌های آموختن نکات زندگی و به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگی سپری شود.

در سال ۹۲ کمترین ارتباطات را با دوستان و آشنایانم داشتم و میتوانم بگویم بیشتر تنها بودم و لحظه‌های شاد در کنار دوستانم بودن را از خودم سلب کردم. پس توشه ی دیگر کوله‌پشتی سال ۹۳‌ام، ارتباط بیشتر با دوستان و آشنایانم خواهد بود.

 

همواره یک چیز در زندگی راه‌گشای راه های سخت زندگی است. احساسی  که از دل بر‌می‌آید و یادش آرامش قلب‌هاست. خدایی که تک تک لحظه های زندگی را به ما هدیه می‌دهد و تنها توقعی که دارد این است که ما درست زندگی کنیم. توشه ی دیگر کوله‌پشتی‌ام حضور دائم خداوند در دل و جانم خواهم بود.

 

اگر کمی بیشتر بیاندیشیم، توشه‌های بیشتری برای کوله‌پشتی‌هایمان پیدا خواهیم کرد. پس بیایید  تا قبل از شروع سال جدید کمی بیاندیشیم و توشه های خود را در کوله‌پشتی‌هایمان قرار دهیم و در لحظه‌ی تحویل سال نو وقتی از دگرگون کننده ی قلب ها و دیدگان و گرداننده‌ی همه عالم، کسی که تغییر دهنده‌ی احوال و حالات ماست، میخواهیم که حال ما را به بهترین حال تغییر دهد نشان دهیم که برای سال جدیدمان فکر کرده‌ایم و برنامه‌ای داریم و آماده‌ی پذیرش تغییر و تجربه‌ی بهترین حال هستیم.

هم اکنون آغاز کنیم…