طبق روال هر روز مشغول چک کردن اینستاگرام بودم که با یکی از عکس های بهرام رادان عزیز روبرو شدم که زیرش نوشته بود:

آرزوهاتو بنویس تا یادت نره روزی که بهشون رسیدی، چه زود رویا واقعی میشه

این جمله مطالبی را در ذهن من به وجود آورد که بد ندیدم آن را به عنوان یک مقاله در کوله پشتی با شما درمیان بگذارم.

تعریف من از آرزو: آرزوها افکاری تخیلی هستند که به سرعت در ذهن شکل میگیرند و ذهن  به دلیل پردازش بالا سریعا به آن پر و بال میدهد و بزرگ می‌شود. 

اگر میگویم تخیلی، بدان معناست که با توجه به سطح اندیشه و موقعیت های زندگیمان، چیزهایی دورتر از موقعیت فعلی را متصور می‌شویم. مثلا شاید برای یک فرد تهی دست داشتن یک دوچرخه ارزو باشد اما برای فرد دیگری دوچرخه یک وسیله ی عادی تلقی شود.

اما چرا نوشتن آرزوها و تخیلاتمان؟ زمان به سرعت می‌گذرد و ما انسان‌ها فراموشکارانی حرفه‌ای هستیم. فراموش می‌کنیم انچه را که امروز داریم، روزی آرزویمان بوده. اگر بدانیم آرزوهایمان چه بوده، بیشتر قدر داشته‌هایمان را می‌دانیم و قطعا به این باور خواهیم رسید که آرزوها قابل دسترس هستند نه غیر قابل دسترس. مثل آرزوی پرواز که منجر به ساخت هواپیما شد و امروز هواپیما یک وسیله عادی است.

فراموشکاری ما بدین معنا نیز هست که ما گاهی آرزوهایمان را از خاطر می‌بریم و روزی به یادش می‌افتیم که دیگر توان به واقعیت رساندن آن را نداری و جز حسرت رسیدن به آرزو برایمان نمی‌ماند. نوشن آرزوها و مرور آن‌ها ما را با به یاد آوردن آرزوهایمان وادار به رسیدن به آن می‌کند.

یکی دیگر از نکات قابل توجه در نوشتن آرزوها، برنامه ریزی و مدیریت برای رسیدن به آرزوها و واقعیت بخشیدن به آن‌هاست. همانطور که گفتم مغز ما افکار و آرزوهایمان را به سرعت پردازش می‌کند و به آن پر و بال می‌دهد. اما ما را از اندیشیدن به چگونه رسیدن به آرزوها باز می‌دارد. نوشتن و بیان افکار در قالب کلمات، مغز ما را وادار می‌کند تا منطقی تر، دقیق تر و با تمرکز بیشتری روی افکار و آرزوها بیاندیشیم. ثبت آرزوها به‌ شیوه‌ی رسیدن به آرزوها جهت می‌دهد. وقتی کلماتی را بر کاغذ یادداشت می‌کنید، ذهن شما به دنبال کلمات و افکار مرتبط میگردد و ممکن است در این میان به منابع مهمی در جهت رسیدن به آرزویتان بربخورید. مثل به یاد آوردن نام شخصی که به شما کمک کند یا به یاد آوردن تجربه و داستانی از گذشته که به رسیدن به آرزویتان کمک کند و ….

ممکن است یک آرزو برای شما غیر قابل دسترس باشد و هر تلاشی بکنید نتوانید به آن برسید، اما همین آرزو می‌توانید ایده‌ای باشد برای فرد دیگری که توانایی رساندن شما را به آرزویتان داشته باشد. فرض کنید شما یک هنرمند هستید  و آرزو دارید تا بتوانید رنگ هایی که در نقاشیتان استفاده می‌کنید نزدیک به رنگ واقعی طبیعت باشد. شاید این آرزو ایده‌‌ای را به دانشمندان و مهندسان بدهد تا دستگاهی را اختراع کنند که بتواند رنگ طبیعت را تشخیص و با ترکیب دیگر رنگ‌ها با نسبت دقیق، همان رنگ را تولید کند.(شاید این وسیله اختراع شده باشه!! من نمیدونم!)

بنابراین بنویسید، شاید همین نوشتن و در اختیار قراردادن آن با دیگران به پیشرفت علم و تحقق آرزوهایی که خود نمی‌توانید به آن برسید، کمک کند.

همین امروز فرصت مناسبی است تا دست به قلم بردارید و تیتری را برای آرزویتان انتخاب کنید. در زیرش به آن پر و بال بدهید و جزئیات بیشتری را بنویسید. از نوشتن تخیلات و افکار غیر واقعی نترسید. اغلب انسان‌های موفق در جستجوی تمایزات و غیر معمول ها هستند.زیر همه‌ی این توضیحات خطی بکشید و یک to-do-list ایجاد کنید و مقدمات لازم برای رسیدن به آرزو را یادداشت کنید.

یک کار پیشنهادی من هم این است تا در هر مرحله از رسیدن به آرزو، تجربیات خود را نیز یادداشت کنید. همین تجربه‌ها ورودی هایی تسهیل کننده برای دیگر آرزوهایتان خواهد بود.

به امید رسیدن به آرزوهایی که روزی نوشته بودند و روزی به واقعیت تبدیل می‌شوند.

پ.ن۱: با تشکر از بهرام رادان عزیز که این اجازه را به من دادند تا از عکس و مطلب زیر عکسشان استفاده کنم و این مطلب را یادداشت نمایم.

پ.ن ۲: عکس مطلب از اینستاگرام آقای بهرام رادان @bahramradan

3 دیدگاه در آرزوهایت را بنویس
  1. نفس نوشتن خلاق است و همین طور فکر می کنم در ناخودآگاهمان تاثیر می گذارد

    [پاسخ]

  2. در نوشتن قدرتی جادویی نهفته است. نوشتن ابعاد مختلفی از وجود ما را به کار می‌گیرد. در نوشتن مغز، دست و چشم ما درگیر می‌شود. نوشتن ما را به تفکر وامی‌دارد. فکر خلاق است. هر فکر یک ارتعاش و دارای انرژی است. تکرار یک فکر و تقویت این فکر در نهایت به آن واقعیت فیزیکی می‌بخشد. وقتی به زندگی رویایی خود فکر کرده، آن را تصور کرده و در مورد آن شفاف می‌شویم؛ پیام مهمی به ناخودآگاه خود ارسال می‌کنیم. ضمیر ناخودآگاه قدرتی معجزه‌آسا دارد. ناخودآگاه غیر از میلیونها وظیفه‌ای که برای بقای ما دارد، ماموریت تبدیل افکار ما به واقعیت فیزیکی را بر عهده دارد. هر روز حدود شصت هزار پالس فکری از ذهن ما عبور می‌کند که قریب به اتفاق آنها افکار خودبه‌خودی و تصادفی است. معمولا عادات و پیشامدهای بیرونی معین می‌کنند که ما به چه فکر کنیم. از این رو اکثر انسان‌ها بردۀ عادات ذهنی خودشان هستند.تا وقتی که آگاهانه نیندیشیم و افکارمان را خودمان انتخاب نکنیم این بردگی تداوم خواهد داشت. ذهن ابزار بسیار قدرتمندی است. بنابراین نباید کنترل آن را به دست محیط و پیشامدها بسپاریم. همان طور که گفته شده “ذهن یا خدمتکاری عالی است یا اربابی بی‌رحم”. نوشتن شیوه‌ای عالی برای تفکر آگاهانه و تبدیل شما به ارباب ذهنتان است.
    http://zendegiroyaie.com

    [پاسخ]

  3. من چند ارزو دارم که اولیش اینه خانوادم ..دوستام ..عشقام و تمام عزیزان دوروبرم همیشه سرحال و شاد و سلامت باشن ..ارزوی دومم اینه که تمام گرسنگان ..نیازمندان ..فقیران ..و …بی نیاز شوند ..گرسنگان سیر ..نیازمندان بی نیاز ..مشکل داران بی مشکل ..مریض ها شفا ..و ارزو به دل ها بی ارزو ..و اخرین ارزوم . ارزو میکنم توی کار هام موفق باشم و رابطم با عشقم همیشه خوب باشه همیشه پابوس اقا امام رضا باشم و همیشه خیر و تا روزی زنده ام به دیگران کمک .خدایااااااااااااا تو رو صدا میکنم تا ارزوهایم را براورده کنی و همیشه دوستت دارم .خدایا کمکم کن .خدایاااااااااا یتیم هارا کاری کن که احساس کمبود خانواده یا هیچ چیز دیگری نکنند ..الهی امین

    [پاسخ]


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *