شخصی

بار ها و بار ها توو رسانه ها، از معلم ها و استاد ها، از بزرگتر ها، حتی از صدای درون خودمون شنیدیم که واسه زندگیت هدف داشته باش! ما هم منکر این مساله نیستیم. فقط میخوایم بگیم هدف داشتن همینجوری خشک و خالی نمیشه که!! هدف باید باحال باشه، یه جوری خاص باشه، با هدف همه فرق داشته باشه…

خیلی ها هدفشون اینه توو کسب و کارشون موفق بشن. اما یه سریا میان این هدف رو هیجان انگیزش میکنن. یه جوری خاص و باحالش میکنن. مثلا طرف میگه من هدفم اینه توو پارکینگ خونمون یه کسب و کاری بزنم که یه سال دیگه کل مجتمع بشه شرکت من! اون آدم مادامی که توو اون ساختمونه تلاشش میشه خریدن کل مجتمع و عملا یعنی رونق کسب و کار و در نتیجه موفقیت شغلی.

کل حرفم خلاصه میشه توو این عبارت:

یه کم خلاقیتتو زیاد کن، واسه هر روزت یه اتفاق هیجان انگیز داشته باش، اهدافتو با خلاقیت و اون کار هیجان انگیز قاطی کن… زندگیت میشه پر از اتفاقات هیجان انگیز در راستای رسیدن به اهدافت و مهمتر از همه اینکه هر روز کنجکاو تر میشی که فردا چه اتفاق هیجان انگیزی واسه خودت رغم بزنی

اتفاقای هیجان انگیز هم مثل اهداف، به دو دسته بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم میشن. یعنی باید اتفاقای هیجان انگیز بلند مدت (مثل خرید کل مجتمع واسه دفتر کار شرکتت) رو به اتفاقای هیجان انگیز کوتاه مدت بشکنی. مثلا شاید یه روز یه کار هیجان انگیزت این باشه که اون روز کل پرسنلت که دو نفر هستن رو توو پارکینگت که شده محل کارت رو یه غذای حسابی مهمون کنی و با خودت قرار بذاری وقتی شرکتت بزرگ شد یه روز کل مجتمع رو غذا مهمون کنی!!!!

شاید خنده دار و مسخره به نظر برسه. اما باور کن وقتی هر روز ذهنت درگیر این مساله باشه که واسه رسیدن به اهدافت باید باحال باشی و یه کار خلاقانه ی هیجان انگیز بکنی، هر روز برای رسیدن به اهدافت مشتاق تر و خلاق تر میشی. هر روز از دیروزت متمایز تر میشی.

بذار مثال بزنم: مثلا توو یه فروشگاه اینترنتی دیدی یهو تخفیفای هیجان انگیز میذارن؟ یهو قیمت یه کالا ۳۰ درصد ارزون میشه. فرداش یهو همراه خرید مشتریا یه جایزه ی هیجان انگیز میدن. فرداش یهو یه کمپین تبلیغاتی ویژه راه می اندازن با یه جایزه بزرگ. با این تخفیف ها اونا سودشون میاد پایین اما همین خلاقیت و نوآوری و کارهای هیجان انگیز، هیجان کاربر ها رو زیاد میکنه و در عمل تعداد کاربرای بیشتر به فروشگاه مراجعه میکنن و خرید بیشتری انجام میشه و قسمت قشنگ قضیه….. سود زیادی کسب فروشگاه میشه. یا مثلا واسه اینکه بتونی معدلتو بیاری بالا، یه تخته نصب کن روو دیوار اتاقت، یه لباس مث استادت بپوش، شروع کن با صدای بلند به تدریس به شاگردایی که فرض میکنی جلوت نشستن!! همش با خودت به این فکر کن که شاگردات چیزایی که میگی رو میفهمن یا داری بد توضیح میدی. سعی کن سوالایی که ممکنه از تو بپرسن رو بیاری توو ذهنت و اون سوالو واسه همه مطرح کنی با صدای بلند و سپس جوابشو بدی…. این کار هیجان انگیز میتونه مقدمه ی رشد معدل تو باشه…

پس همین حالا یه دفتر بردار و اهدافتو رووش بنویس. اگه دنبال یه دفتر هیجان انگیز هستی میتونی از اینجا اینترنتی بخری. حالا واسه هدفات یه سری اقدامات خلاقانه ی هیجان انگیز بنویس. اتفاقای هیجان انگیز زندگیتو توو این دفتر بنویس و روند رسیدن به اهدافتو ببین. بعد مدت ها از این زندگی هیجان انگیزت هیجان زده خواهی شد…

 

اگه دوست داشتی میتونی اقدامات هیجان انگیز زندگی واسه رسیدن به اهدافتو زیر این مقاله کامنت بذاری یا با هشتگ #کارهای_هیجان_انگیز توو شبکه های اجتماعی منتشر کنی.

 

خیلی از ماها به رسم هر سال موقع سال تحویل یه حس معنوی ای میگیریم که تغییر و تحول را از رگ گردن به خود نزدیک تر میبینیم و شروع میکنیم به تعیین اهداف و چشم انداز ها. همینجوری هم بدون برنامه و فکر. به قول خودمون جو گیر میشیم!!! یه کمی که میگذره و پیچ و خم های زندگی زیاد میشه، قول و قرارهامون یادمون میره و هر سالمون میشه مث سال های قبل بدون اینکه به اهداف و آرزوهامون برسیم.

همانطوری که واسه سفر رفتن سعی میکنیم روز ها، گاهی هفته ها و گاهی ماه ها قبل تدارکات سفر(خرید بلیط، رزرو هتل و …) را مهیا کنیم و چمدان و کوله پشتی سفر را با تمام ملزومات مورد نیاز سفر ببندیم، برای ورود به سال جدید هم باید از همین اسفند ماه توشه ها و بساط سفر را جمع و جور کنیم و هنگام تحویل سال، سفر را رسما آغاز کنیم. نه اینکه تازه برای سفر برنامه ریزی کنیم.

تا اینجا نصیحت و پند و اندرز بسه!

قراره چی کار کنیم؟ تو خودت میخوای چی کار کنی؟

۱- یه دفتر و کاغذ جور کن. خودکار یا مدادم یادت نره. شروع کن هر کاری که دوست داری انجام بدی رو لیست کن. هر چی میاد توو ذهنت رو بنویس.

۲- حالا شروع کن به اولویت بندی خواسته هات. یه سری از خواسته هات پیش نیازش چیزای دیگس. اونا رو به هم وصل کن. بعضی خواسته ها راحت تر دست یافتنیه. بعضیا سخت تر. سعی کن یه جوری اولویت بندی کنی که هم به سخت ها بتونی برسی هم به آسونا.

۳- قشنگ و تمیز کل برنامه امسالتو مدون کن. براشون با جزییات بیشتر آیتم بندی کن. اگر میتونی تخمین بزن کی باید به هدفت برسی. فقط منطقی به زمان ها نگاه کن. جو گیر بازی رو ولش کن

۴- در مورد برنامه ریزی روزانه و ماهانه حتما یه مطلب مفصل خواهم نوشت… پیگیر مطالب سایت باشین. (خودم میخوام اجراش کنم. وقتی اجراش کردم و تجربه کردم براتون از تجربم مینویسم)

 

اما خودم قراره چه کنم؟ توشه های کوله پشتیم واسه سال جدید چیه؟

اول، از همه ترک عاداتی که خیلی از ما هر ساله داریم با خودمون میبریم و ترکش نمیکنیم. مثل عصبانیت و زود از کوره در رفتن و خیلی چیزای دیگه

دوم، یه دفتر برنامه ریزی واسه همه ی روز های سال جدید که بشه حساب شده گذروندش

سوم، یه عالمه عشق و محبت و مهربانی برای همه. خانواده، دوست، هموطن، آدمیزاد، طبیعت و …–اینجوری بگم که وقتی تو با عشق و محبت کاری رو برای کسی بکنی، یهو همه ی عالم بهت عشق میورزن. یهو زندگیت میشه گلستان.

چهارم، نوشتن. باور کنید نوشتن بهترین عادتیه که میشه افکار رو دسته بندی کرد و ثبتشون کرد. وقتی بنویسی انگار به افکارت متعهد شدی و این تعهد زندگیتو به بهترین حال متحول میکنه

پنجم، باور — باور به اینکه تو میتوانی تغییر کنی، تو میتوانی چشم هایت را بر روی زشتی های دنیا ببندی و فقط خوبی هایش را ببینی

ششم، شکرگذاری —  فکر میکنم یه توشه ی مهم هر کوله ای باید شکرگذاری باشه. وقتی شکرگذار باشی یعنی رضایت داری از همه چی و از همه مهمتر شکرگذاری چیز های جدیدی رو برای تو به ارمغان میاره. دقت کردین وقتی از کسی که کاری براتون کرده تشکر میکنین، دفعه دیگه با رغبت بیشتر براتون کار انجام میده. این رسم دنیاس. هر عملی عکس العملی دارد!

هفتم، لبخند… بخند!بخند دیگه!! میبینی یهو حالت خوب میشه.

 

شما هم کوله پشتی سال جدیدتون رو ببندین و بنویسین. اینجا میتونین اطلاعات بیشتر رو بخونین.

با توجه به امکان جدیدی که به پیام رسان تلگرام با عنوان “کانال” اضافه شده، وبلاگ کوله پشتی هم با هدف اطلاع رسانی از مطالب خود و همچنین گردآوری بهترین مطالب، لینک ها، فیلم ها و عکس های منتشر شده در سراسر وب و انتشار آن ها در حوزه های مختلف(مدیریت، فناوری اطلاعات، بازاریابی، تبلیغات، موفقیت و …)، کانالی را در تلگرام به آدرس زیر ایجاد کرده است. شما می توانید با عضو شدن در آن از بهترین های منتشر شده در وب مطلع گردید.

telegram.me/kooleposhtiblog

خیلی از ما بنا به محل تحصیل، موقعیت مکانی شغل و قرار گیری محل سکونتمان و به دلایل مختلف هر روز به اجبار از مترو در کنار دیگر وسائل حمل و نقل عمومی استفاده میکنیم. خیلی از ما با وجود داشتن وسیله شخصی به دلیل صرفه جویی در زمان و گیر نکردن در ترافیک های سنگین و یا به دلیل مقرون به صرفه بودن مترو، اتوبوس و بی آر تی و …. از وسیله شخصی استفاده نمیکنیم. بعضی از ما ها هم به دلیل حفظ محیط زیست و توجه به آلودگی هوا و وظیفه انسانی از وسیله شخصی استفاده نمیکنیم. هزاران دلیل دیگر می تواند وجود داشته باشد که ما از مترو و دیگر وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نماییم.

اما عده ای هم هستند که به دلیل شلوغی مترو و اینکه نمی توانند جایی برای نشستن پیدا کنند و یا احساس خفگی و تنگی نفس تمایلی به استفاده از مترو ندارند. عده ای از سالمندان هم هستند که همیشه با شلوغی مترو دچار مشکل می شوند. اصلا از یک زاویه دیگر به موضوع بنگریم… من به یک مراسمی دعوت شدم که مجبورم یک تیپ رسمی و کت و شلوار بپوشم و کمی به سر و وضع خودم برسم. از همان لحظه که وارد ایستگاه مترو می شوم همه چشم ها به دنبال من است و قطعا این نوع پوشش مناسب مکانی مثل مترو نیست. پس به همین سادگی من وسیله شخصی را برای مراجعه به مراسم انتخاب میکنم و …. دیگه خودتون میدونید، آلودگی و ترافیک و اعصاب خوردی و ….

همه این ها را گفتم که این مشکلات را حس کنید که چرا ما خیلی از وقت ها که می توانیم از مترو برای حمل و نقل استفاده کنیم، چطور به سادگی آن را با وسیله شخصی جایگزین میکنیم. اما یکی از راه حل های این مشکل چه می تواند باشد؟ با وجود این همه ایستگاه و پله برقی و …. اگر یک قسمت ویژه به عنوان VIP در نظر بگیرند که شما با تهیه یک کارت با مبلغی معین و به نسبت دیگر کارت های مترو گران تر بتوانید از طریق آسانسور موجود در ایستگاه استفاده کنید تا به محل VIP ایست قطار برسید. اگر در قطار یک واگن VIP در نظر بگیرند که دارای صندلی های راحت هست و تهویه مناسب دارد و ازدحامی وجود نداشته باشد و به نوعی از سایر واگن ها جدا باشد و فقط بتوان با کارت مخصوص وارد آن شد، سالمندان، کسانی که بچه دار هستند و کسی که با تیپ رسمی و متفاوت میخواهند به مراسمی بروند دیگر از وسیله شخصی استفاده نمیکنند.

قسمت VIP  مزیت های زیادی دارد که قطعا هزینه بیشتری را میطلبد و همه از این نوع سرویس همیشه استفاده نمیکنند اما امکاناتی را می دهد که عده ای را قطعا جلب میکند و خود می تواند گام مثبتی برای جلوگیری از استفاده از وسایل شخصی گردد. خدمات اضافی دیگر نیز می تواند در کنار آن ارائه گردد که سرویس های تاکسی ویژه از درب ایستگاه مترو با قیمتی مناسب شخص را به مقصدش برساند. بنابراین بسیاری از سفرهای درون شهری به جای آنکه در خیابان ها با ترافیک سنگین انجام شود، قسمتی از آن در زیر زمین و با سرعت بالا انجام میپذیرد. بنابراین یک آژانس یا تاکسی از شمالی ترین نقطه شهر مجبور نیست تا به جنوبی ترین نقطه برود و برگردد و باعث افزایش آلودگی و ترافیک گردد. تنها کاری که میکنند از نقطه مبدا به نزدیک ترین ایستگاه مترو می روند.

شاید تغییراتی کوچک بتواند تاثیرات شگرفی را داشته باشد….

در این سال ها آنقدر تکنولوژی پیشرفت کرده و فناوری های جدید آمده که دیگر اکثر جامعه از هر سنی را آلوده خودش کرده. یک زمانی داشتن اینترنت دایال آپ قیژ قیژی(!) اوج به روز بودن بود؛ یک زمانی داشتن اینترنت ۱۲۸ ای دی اس ال. اما امروزه دیگه توو هر خونه ای یک اینترنت با سرعت مناسب پیدا میشه. پی سی و لپ تاپ و تبلت و موبایل هم که فراوان!

در این میان افرادی را می بینیم که به شدت طرفدار تکنولوژی و دیجیتالی بودن هستن و به قول عوام خیلی up-to-date هستن. یک عده هم که کلا به داشتن موبایل ۱۱۰۰ چراغ قوه دار نوکیاشون افتخار میکنن که آلوده تکنولوژی های جدید نیستن. اصرار بر استفاده ۱۰۰% از تکنولوژی و یا دوری از تکنولوژی و استفاده از روش های سنتی هر دو بحث بر انگیز است. به عنوان مثال یک عده کلا دور کتاب های کاغذی را خط می کشند و فقط کتاب الکترونیکی می خوانند و یا یک عده می گویند کتاب دیجیتالی اصلا حال نمی دهد! به عقیده من -به عنوان کسی که خودش بیشتر زندگیش توو تکنولوژی و دنیای دیجیتال گذشته- هر دو در موقعیت های مختلف مفید است. به نظر من باید حد وسط را گرفت. گاهی لذت خواندن در داشتن یک کتاب کاغذی با بوی کاغذ و لذت صدای تورق صفحات است و گاهی لذت در خواندن در یک دیوایس الکترونیکی با امکاناتی نظیر جستجو در متن و یا هایلایت کردن کتاب و به اصطلاح بوکمارک کردن کتاب برای جستجوی راحت تر بعدی.

شاید مثال دیگر استفاده از دیکشنری باشد که  محمد رضا شعبانعلی عزیز عکسی را در اینستاگرامش گذاشت با محتوای یک دیکشنری آکسفورد که سالیان درازی است در کیفش همراهش است. خودش زیر متن عکس نوشته که “شاید بهم میگید که نسخه دیجیتال هم داره و به سادگی میشه نصبش کرد”. محمد رضای عزیز به خوبی در ادامه کپشن عکس به خوبی استدلال کرده چرا از نسخه کاغذی استفاده می کند.

من میخواهم یک چیز را بیشتر تاکید کنم و آن لذت است. شما باید در زندگی از آنچه دارید و انجام می دهید لذت ببرید. شاید برای کسی که به دنبال یادگیری است، جستجوی یک لغت در دیکشنری کاغذی بیشتر لذت بخش باشد و در حافظه اش بماند(مثل محمد رضا) تا کسی که فقط به دنبال آن است که در زمانش صرفه جویی کند تا معنای لغتی را با جستجو در گوگل ترنسلیت بفهمد(نه اینکه یاد بگیرد) و لذت هایشان در جایی دیگر ببرد. عده ای هم شاید باشند از هر دو روش در جایگاه خودش استفاده کنند و لذت ببرند. یا لذت نوشتن با دست خط روی کاغذ و یا نوشتن با کیبورد و هزاران مثال دیگر…اصرار در دیجیتالی ماندن یا قدیمی ماندن بی فایده است. کاری را بکن که از آن لذت میبری… خودت را محدود به دنیای دیجیتال و یا دنیای کهن نکن…برای آنچه انجام میدهی دلیل منطقی خودت را داشته باش، حرف ها و تبلیغات دیگران که اصرار در دیجیتالی شدن و یا نشدن دارند فقط تو را محدود تر میکند…

 

mrshabanali instagram

عکس و متن منتشر شده در اینستاگرام محمد رضا شعبانعلی: این یک #دیکشنری کوچیکه که الان برای چهاردهمین سال متوالی توی کیف منه. لغتها رو خیلی ساده توضیح داده و همیشه ازش استفاده میکنم. . احتمالا بهم میگید که نسخه دیجیتال هم داره و به سادگی میشه نصبش کرد. . کاملا درسته. فقط من طی تمام این سی سال اخیر که تقریبا تمام زندگیم صرف #یادگیری شده به نتیجه رسیده ام که دانستن قدر و ارزش هر موضوع با انرژی و وقت و پولی که صرفش میکنیم رابطه داره. . نرم افزار دیکشنری روی گوشی به سرعت فراموش میشه و عادت استفاده ش از بین میره. حتی لغتی که از روی اون یاد میگیریم سخت تر به خاطر سپرده میشه. من به خاطر جابجایی روزانه این دیکشنری، خودم رو مقید میدونم ازش استفاده کنم تا وزنش در کیفم توجیه داشته باشه و به خاطر زمانی که لا به لای کاغذها در جستجوی لغت میگردم، ناخودآگاه مغزم کلمه رو راحت تر به خاطر میسپره. چون میدونه که اگه این کار رو نکنه فردا دوباره این مسیر تکرار میشه. بعضی ها میگن تنبلها خلاق میشن. چون دنبال راهکار ساده میگردن. اما به نظرم تنبلها هیچی نمیشن. چون حتی حال ندارن دنبال راهکار ساده بگردن. همیشه باورم این بوده که #شیطان در مسیرهای ساده و میان برها لانه داره.

 

 

پ.ن: قبلا این موضوع را در draftهای وبلاگم گذاشته بودم و متنش را کامل نکرده بودم، اما عکس اینستاگرام محمد رضای عزیز انگیزه لازم را برای انتشار این مطلب کوتاه به من داد.

 

 

خیلی از ماها ممکنه اطلاعات ناقصی از ویتامین ها، فواید آن‌ها، میزان نیازمان به آن‌ها، منابع تامین ویتامین و … داشته باشیم. خیلی نمیخوام بحث تخصصی کنم. چون من یه مهندسم نه دکتر!! اما قطعا همه‌ی ما سلامتی برامون خیلی اهمیت داره و سلامتی قسمتیش در تغذیه مناسبه.

بیایید از زبان ویکی پدیای عزیز(!) یه کم در مورد ویتامین D بیشتر بدانیم:

ویتامین د را که کلسیفرول می‌نامند، یکی از ویتامین‌های لازم برای بدن و از ویتامین‌های محلول در چربی است، که به رشد و استحکام استخوانها از طریق کنترل تعادل کلسیم و فسفر کمک می‌کند.این ویتامین با ایجاد افزایش جذب فسفر و کلسیم از روده‌ها و کاهش دفع از کلیه به متابولیسم استخوان‌ها کمک می‌کند و همچنین از طریق ترجمه ژنهای هسته سلول به رشد سلول کمک می‌کند.
منبع اصلی دریافت این ویتامین بجز منابع گیاهی مثل غلات و حیوانی مثل ماهی ساردین و شیر، نور آفتاب است.بطوری که ۱۰ تا ۲۰ دقیقه ماندن در زیر نور آفتاب، نیاز روزانه بدن انسان به این ویتامین را تامین می‌کند.کمبود این ویتامین همچنین باعث پوکی استخوان در کهنسالی می‌گردد.

خب… تا اینجا متوجه شدید که نقش ویتامین D در کنار دیگر عناصر به ویژه کلسیم چقدر برای استخوان ها و رشد سلول ها لازمه. حالا یه کم میخوام فواید این ویتامین رو لیست وار بگم:

  • افزایش قدرت و هماهنگی عضلات در افراد کهنسال
  • پیشگیری از بروز بیماری‌هایی مانند راشیتیسم در کودکان، استئومالاسی در بزرگسالان و پوکی استخوان در کهنسالی
  • کمک به رشد و استحکام استخوان‌ها و رشد سلولها
  • موثر در سلامت مغز و جلوگیری از آلزایمر

اما کمبود این ویتامین چه اثرات منفی‌ای میتواند بر ما داشته باشد؟ باز هم لیستی از عوارض کمبود ویتامین D:

  • در دوران کودکی بیماری راشیتیسم
  • در دوران بزرگسالی بیماری استئومالاسی: کاهش تراکم استخوانی دردهای شدیدی در قسمت پا و کمر احساس می‌شود و شکسته شدن استخوان‌ها بلند
  • در دوران کهنسالی بروز بیماری پوکی استخوان
  • افزایش احتمال ابتلا به سرطان سینه یا پروستات
  • به دلیل ضعیف شدن دستگاه ایمنی بدن باعث می‌شود فرد مبتلا به سرطان و دیابت و حتی عفونت گردد

ذکر این نکته لازمه که:

بیماری استئومالاسی با دریافت ویتامینD بهبود میبابد. اماااااا… پوکی استخوان در دوران کهنسالی با دریافت ویتامین D قابل درمان نیست. اما در دوران جوانی با مصرف ویتامینD در کنار کلسیم و فسفر قابل پیشگیری است.

اما راه چاره!!

منابع حاوی ویتامین D:

  • آفتاب
  • منابع گیاهی:غلات و برخی سبزیجات و میوه‌جات.
  • منابع حیوانی:کره، روغن کبد ماهی، زرده تخم مرغ، خامه، جگر، ماهی ساردین
  • دریافت این ویتامین به صورت مصنوعی مثل کپسول و آمپول

ارزان ترین منبع یا بهتره بگم منبع مجانی، نور آفتاب است. نور آفتاب بدون واسطه، یعنی آفتابی که از شیشه عبور کنه فاییده نداره. روزانه بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه زیر نور آفتاب.

185742d44_mlحالا این چالش هدفش چیه؟

واسه جلوگیری از پوکی از استخوان، سرطان سینه، پروستات، تضعیف سیستم ایمنی بدن، دیابت، بیماری های عفونی و … ، قراره روزانه ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در معرض نور مستقیم آفتاب قرار بگیریم و ویتامین D جذب کنیم تا به اصطلاح ما جوونا در دوران زندگی به ویژه جوانی و کهنسالی دو نقطه دی (:دی) باقی بمونیم! 

سعی کنید وقتی روزانه میرین که آفتاب بگیرید تا ویتامین D جذب کنید، دو نقطه دی باشید و از لحظاتتون لذت ببرید،در کنارش از لحظاتتون فیلم و عکس تهیه کنید و با هشتگ #ویتامین_دی در شبکه های اجتماعی دوستان و آشنایاتون رو از عوارض کمبود ویتامین D آگاه کنید و اونا رو هم به این چالش دعوت کنید.

عکس ها و فیلم ها میتونه حاوی یک نکته خلاقانه از فواید آفتاب گرفتن باشه و یا اینکه توو دانشگاه روو نیمکت زیر آفتاب با دوستانتون نشسته اید و وقتی را برای آفتاب گرفتن گذاشته اید.یه عکس بگیرید و به اشتراک بگذارید. همین برای آگاه کردن و مطلع کردن دیگران کافیه… هدف مطلع کردن دیگرانه

پیج دو نقطه دی توو فیسبوک سعی میکنه گوشه ای از ابتکارات خلاقانه شما رو به معرض نمایش بذاره. فیلم عکس متن شعر هر چی که فکر میکنید میتونه باعث آگاهی دیگران بشه و باعث تشویق و ترغیب خودتون و دیگران بشه که این حرکت روزانه تداوم داشته باشه رو با هشتگ #ویتامین_دی به اشتراک بگذارید. وبلاگ کوله پشتی هم منتظر شنیدن نظرات، پیشنهادات و خاطرات شما هست. اینجا مال خودتونه!

شما میتونید توو وبلاگ هاتون هم از تجربیات و خاطراتتون بگین. قرار های دوستانه، دور هم بودن و در کنارش جذب آفتاب خیلی دلچسب تره. یادتون نره: ویتامینD … آفتاب … دو نقطه دی

rambod javan nima shabannejad

عکس از اینستاگرام نیما شعبان نژاد @nimashabannejad در کنار رامبد جوان و فرمان فتحعلیان

 

توجه:

  • کرم های ضد آفتاب و مواد آرایشی خانم ها مانع جذب ویتامین D میشه.
  • هر چیزی به اندازش خوبه. نه افراط نه تفریط. نه زیادی زیر آفتاب بمونید که خودش کلی مضره. نه اینکه دیگه با آفتاب قهر کنید.
  • حتما با پزشک خودتون مشورت کنید اگر دچار بیماری های پوستی هستید.
  • لطفا پزشکان و دوستان در به روز کردن این قسمت مرا یاری کنند.

هدف من از این طرح چیه؟

  1. یک قدم برای سلامتی دوستان و آشنایان و همه ی مردم ایران و البته جهان
  2. آگاه سازی مردم
  3. ایجاد یک لحظه ی خوش و شاد برای شمایی که عکس میگیری و شمایی که عکس رو میبینی
  4. شکر نعمت هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده تا به درستی و به اندازه ازشون بهره ببریم

پ.ن: کلیه اطلاعات این مفاله از ویکی پدیا ذکر شده است.

ترس

اگر به زمان‌های پست‌های وبلاگم دقت کنید می‌بینید که از آن دست از وبلاگ‌نویس‌‌های تنبل هستم که دیر به دیر آپدیت می‌کنند. شاید یه قسمتی از آن تتبلی باشد(تعارف نداریم که!) اما بیشتر ماجرا به آنجایی بر‌می‌گردد که میترسم!!! می‌ترسم متنی را بنویسم که نتوانم حق مطلب را ادا کنم و بیشتر یاوه گویی باشد، می‌ترسم از آنکه نتوانم آنچه را در ذهن دارم به خوبی بیان کنم. می‌ترسم، می‌ترسم و می‌ترسم‌های بسیار دیگر…

ترس یک احساس ناخوشایند اما طبیعی است که شما را از انجام کاری باز می‌دارد. ترس شما را از انجام کاری که شاید قابلیتش را دارید یا می‌توانید آن قابلیت را کسب کنید می‌ترساند یا به عبارتی نمی‌گذارد که انجام شود.

تنها راه مبارزه با ترس از نظر من جنگیدن با آن نیست. زیرا ترس یک واکنش طبیعی است و طبیعی است که شما از انجام کاری که تا به حال نکردید یا به آن عادت نکردید بترسید. ترس گاهی مفید است. چرا که شما را در مورد موضوع دقیق‌تر و کنجکاو‌تر می‌کند تا آن را بیشتر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید. اما مبارزه با ترس یعنی سرکوب تجزیه تحلیل ها و سرکوب نتیجه‌گیری‌های موضوع.

بنابراین با ترس‌هایتان دوست باشید. در مورد ترس‌هایتان آگاهانه بیاندیشید و تجزیه تحلیل نمایید تا در مورد آن آگاه شوید. سپس دوستانه بر آن غلبه کنید و کاری را که از آن می‌ترسید، یکباره با روحیه و انگیزه فراوان انجامش دهید. دقیقا مثل همین مطلبی که من نوشتم، با آنکه از نوشتن می‌ترسیدم!! رفاقت هایتان را با ترس‌هایتان تنگ‌تر کنید. زندگی با ترس(اما از نوع دوستانه) طعم شیرین‌تری دارد، چراکه قابلیت‌های پنهان خود را کشف می‌کنید.

پ.ن: ترسیدن از بعضی چیزها لازم است. با تفکر در مورد بعضی از موضوعاتی که از آن می‌ترسید به این نتیجه می‌رسید که این نوع ترس‌ها لازم و اجباری هستند. بنابراین با این نوع ترس‌ها دوست نشوید و هرگز انجامشان ندهید!!! مثل دست کردن در دهان شیر!!!!

 

 

از نظر من در یک تعریف ساده، زندگی یعنی هنر درس گرفتن از اشتباهات و استفاده از تجربیات در طول زندگی برای جلوگیری از اشتباهات بزرگ‌تر.

هر روز با اتفاقات زیادی سر و کله میزنیم و از این اتفاقات تجربیاتی را کسب میکنیم. در صفحه توییتر شخصی‌ام هشتگی را با عنوان  #۱۰۰روزتجربه  (بدون فاصله و نیم‌فاصله بین کلمات) معرفی کردم که هر روز یکی از تجربیاتی که کسب کرده ام را یادداشت می‌کنم. خود نوشتن تجربه باعث می‌شود تا بیشتر در ذهن باقی بماند و همچنین دیگران نیز از تجربیات کسب شده استفاده می‌کنند.به همین دلیل بنا را بر این گذاشتم تا این تجربیات را هر روز در وبلاگم  علاوه بر توییتر منتشر کنم.

اگر شما هم تمایل داشتید می‌توانید در توییتر یا در وبلاگتان از تجربیاتتان بنویسید تا دیگران نیز از تجربیات شما آگاه شوند و در زندگی به کار گیرند.

لطفا اگر تجربیات خود را می‌نویسید لینک مطالبتان را کامنت کنید تا آن را با دیگران به اشتراک بگذارم.

(این پست هر روز به روزرسانی می‌شود)

: نا امیدی درست زمانی میاد سراغت که داری به موفقیت نزدیک میشی.

: هیچ کاری بدون آرامش به خوبی پیش نمیره. همیشه باید آرام بود و کارها را پیش برد.

: توو زندگی فقط باید برای آرامش جنگید. اما جنگی توام با آرامش. زندگی یعنی رسیدن به آرامش.

: تبلیغات وقتی موثر و موفق هست که بتونی با مخاطب ارتباط مستقیم برقرار کنی.در واقع طوری که مخاطب حست کنه.

: شروع هیچ کاری آسان نیست. هنر آن است سختی ها و مشکلات را در طی زمان با صبر و امید هموار و آسان کرد.

: یک اشتباه را دوبار تکرار نکن. چرا که تجربه ات زیر سوال می رود و پیشرفتی در زندگی نخواهی کرد.

:زندگی هنر زمانبندیه.زمانی برای کار،زمانی برای تفریح و خواب.استراحت بعد کلی کار و تلاش واجبه.

: همیشه به زمان توجه کن و برای هر لحظه ات برنامه ریزی کن. چشم بر هم میگذاری میبینی همه چیز دیر شده.

: رهایی جستن از عادت هایی که خوب نیستند کاری است دشوار اما ممکن. کافی است همیشه اهدافت را در نظر بگیری و مرور کنی.

:شکست در شروع و ادامه هر بیزینسی یعنی انگیزه دادن برای تلاش بیشتر و یافتن ایده ای تازه تر.

ادامه مطلب

روز جهانی ساعت زمین هر ساله در سراسر جهان به منظور حفاظت از منابع کره زمین برگزار می‌شود و مردمان سراسر جهان به مدت یک ساعت، چراغ‌ها و وسایل غیر‌ضروری خود را خاموش می‌کنند.

همچنین در یک اقدام نمادین، مراکز مهم شهر‌ها مثل برج میلاد در تهران، سی و سه پل در اصفهان و … به مدت یک ساعت چراغ‌هایشان را خاموش می‌کنند.

شما می‌توانید برای حفظ منابع کره زمین به این طرح بپیوندید و به مدت یک ساعت، در روز ۹ فرودین ۹۳ از ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ چراغ‌ها و وسایل غیر‌ضروریتان را خاموش کنید.

ویدئوی زیر هم توسط من در اینستاگرام تهیه شده تا تبلیغی باشد برای این اقدام جهانی، که در زیر می‎توانید مشاهده اش کنید.

بهار بهانه‌ایست برای تغییر و شکوفا شدن دوباره. زندگی‌ای که پس از ماه‌ها خزان و زمستان، جانی دوباره میگیرد. طبیعت یک صدا و یک دل تن به زندگی‌ای دوباره می دهند و آغاز میکنند. آغازی پر از طراوت، شادابی و زیبایی…

من و تو هم بخشی از این طبیعت و دنیا هستیم. چرا آغاز نکنیم؟ چرا تغییر نکنیم؟ بیایید توشه‌های این سال جدید را در کوله پشتی‌هایمان جا دهیم.

 

بازی وبلاگی کوله پشتی برای سال ۹۳ که در وبلاگ آقای امیر مهرانی مطرح شده بهانه‌ایست که من هم در اینجا از کوله‌پشتی‌ام بنویسم.

 

هر سالی که میگذر بخشی از روزهای زندگی ماست که دیگر تکرار نمیشود. چه بد چه خوب، روزهای زندگی است! اگر نامش را زندگی میگذاریم(نه مردگی!) پس باید زنده بود و زنده بودن به معنای هوشیار بودن و آگاه بودن است. پس باید نقشمان را آگاهانه در فیلم زندگیمان بازی کنیم و لذت ببریم…

تجربه شخصی‌ام در سال ۹۲ شاید با حرف‌هایم در پاراگراف قبلی متضاد باشد. شاید بتوانم بگویم که زندگی نکردم و لذتی نبردم و روزهایی از عمرم را تلف کردم. شاید باید حسرت گذشته را بخورم و آینده و حال خود را خراب کنم. اما نه! اولین توشه ی کوله پشتی من برای سال ۹۳، با توجه به تجربیاتم در سال ۹۲، نگاه تامل برانگیز بر همه ی لحظه های زندگی خواهد بود تا بتوانم درست زندگی کنم و نقش خوبی را ایفا کنم.

 

دوستان، آشنایان و اقوام ما کسانی هستند که لحظه‌های با هم بودن و تنها نبودن را برای ما به ارمغان می‌آوردند. لحظه هایی که در کنار یکدیگر میتواند  به لحظه‌های آموختن نکات زندگی و به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگی سپری شود.

در سال ۹۲ کمترین ارتباطات را با دوستان و آشنایانم داشتم و میتوانم بگویم بیشتر تنها بودم و لحظه‌های شاد در کنار دوستانم بودن را از خودم سلب کردم. پس توشه ی دیگر کوله‌پشتی سال ۹۳‌ام، ارتباط بیشتر با دوستان و آشنایانم خواهد بود.

 

همواره یک چیز در زندگی راه‌گشای راه های سخت زندگی است. احساسی  که از دل بر‌می‌آید و یادش آرامش قلب‌هاست. خدایی که تک تک لحظه های زندگی را به ما هدیه می‌دهد و تنها توقعی که دارد این است که ما درست زندگی کنیم. توشه ی دیگر کوله‌پشتی‌ام حضور دائم خداوند در دل و جانم خواهم بود.

 

اگر کمی بیشتر بیاندیشیم، توشه‌های بیشتری برای کوله‌پشتی‌هایمان پیدا خواهیم کرد. پس بیایید  تا قبل از شروع سال جدید کمی بیاندیشیم و توشه های خود را در کوله‌پشتی‌هایمان قرار دهیم و در لحظه‌ی تحویل سال نو وقتی از دگرگون کننده ی قلب ها و دیدگان و گرداننده‌ی همه عالم، کسی که تغییر دهنده‌ی احوال و حالات ماست، میخواهیم که حال ما را به بهترین حال تغییر دهد نشان دهیم که برای سال جدیدمان فکر کرده‌ایم و برنامه‌ای داریم و آماده‌ی پذیرش تغییر و تجربه‌ی بهترین حال هستیم.

هم اکنون آغاز کنیم…

 

  • 1
  • 2