صفحه اصلی

بار ها و بار ها توو رسانه ها، از معلم ها و استاد ها، از بزرگتر ها، حتی از صدای درون خودمون شنیدیم که واسه زندگیت هدف داشته باش! ما هم منکر این مساله نیستیم. فقط میخوایم بگیم هدف داشتن همینجوری خشک و خالی نمیشه که!! هدف باید باحال باشه، یه جوری خاص باشه، با هدف همه فرق داشته باشه…

خیلی ها هدفشون اینه توو کسب و کارشون موفق بشن. اما یه سریا میان این هدف رو هیجان انگیزش میکنن. یه جوری خاص و باحالش میکنن. مثلا طرف میگه من هدفم اینه توو پارکینگ خونمون یه کسب و کاری بزنم که یه سال دیگه کل مجتمع بشه شرکت من! اون آدم مادامی که توو اون ساختمونه تلاشش میشه خریدن کل مجتمع و عملا یعنی رونق کسب و کار و در نتیجه موفقیت شغلی.

کل حرفم خلاصه میشه توو این عبارت:

یه کم خلاقیتتو زیاد کن، واسه هر روزت یه اتفاق هیجان انگیز داشته باش، اهدافتو با خلاقیت و اون کار هیجان انگیز قاطی کن… زندگیت میشه پر از اتفاقات هیجان انگیز در راستای رسیدن به اهدافت و مهمتر از همه اینکه هر روز کنجکاو تر میشی که فردا چه اتفاق هیجان انگیزی واسه خودت رغم بزنی

اتفاقای هیجان انگیز هم مثل اهداف، به دو دسته بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم میشن. یعنی باید اتفاقای هیجان انگیز بلند مدت (مثل خرید کل مجتمع واسه دفتر کار شرکتت) رو به اتفاقای هیجان انگیز کوتاه مدت بشکنی. مثلا شاید یه روز یه کار هیجان انگیزت این باشه که اون روز کل پرسنلت که دو نفر هستن رو توو پارکینگت که شده محل کارت رو یه غذای حسابی مهمون کنی و با خودت قرار بذاری وقتی شرکتت بزرگ شد یه روز کل مجتمع رو غذا مهمون کنی!!!!

شاید خنده دار و مسخره به نظر برسه. اما باور کن وقتی هر روز ذهنت درگیر این مساله باشه که واسه رسیدن به اهدافت باید باحال باشی و یه کار خلاقانه ی هیجان انگیز بکنی، هر روز برای رسیدن به اهدافت مشتاق تر و خلاق تر میشی. هر روز از دیروزت متمایز تر میشی.

بذار مثال بزنم: مثلا توو یه فروشگاه اینترنتی دیدی یهو تخفیفای هیجان انگیز میذارن؟ یهو قیمت یه کالا ۳۰ درصد ارزون میشه. فرداش یهو همراه خرید مشتریا یه جایزه ی هیجان انگیز میدن. فرداش یهو یه کمپین تبلیغاتی ویژه راه می اندازن با یه جایزه بزرگ. با این تخفیف ها اونا سودشون میاد پایین اما همین خلاقیت و نوآوری و کارهای هیجان انگیز، هیجان کاربر ها رو زیاد میکنه و در عمل تعداد کاربرای بیشتر به فروشگاه مراجعه میکنن و خرید بیشتری انجام میشه و قسمت قشنگ قضیه….. سود زیادی کسب فروشگاه میشه. یا مثلا واسه اینکه بتونی معدلتو بیاری بالا، یه تخته نصب کن روو دیوار اتاقت، یه لباس مث استادت بپوش، شروع کن با صدای بلند به تدریس به شاگردایی که فرض میکنی جلوت نشستن!! همش با خودت به این فکر کن که شاگردات چیزایی که میگی رو میفهمن یا داری بد توضیح میدی. سعی کن سوالایی که ممکنه از تو بپرسن رو بیاری توو ذهنت و اون سوالو واسه همه مطرح کنی با صدای بلند و سپس جوابشو بدی…. این کار هیجان انگیز میتونه مقدمه ی رشد معدل تو باشه…

پس همین حالا یه دفتر بردار و اهدافتو رووش بنویس. اگه دنبال یه دفتر هیجان انگیز هستی میتونی از اینجا اینترنتی بخری. حالا واسه هدفات یه سری اقدامات خلاقانه ی هیجان انگیز بنویس. اتفاقای هیجان انگیز زندگیتو توو این دفتر بنویس و روند رسیدن به اهدافتو ببین. بعد مدت ها از این زندگی هیجان انگیزت هیجان زده خواهی شد…

 

اگه دوست داشتی میتونی اقدامات هیجان انگیز زندگی واسه رسیدن به اهدافتو زیر این مقاله کامنت بذاری یا با هشتگ #کارهای_هیجان_انگیز توو شبکه های اجتماعی منتشر کنی.

 

خیلی از ماها به رسم هر سال موقع سال تحویل یه حس معنوی ای میگیریم که تغییر و تحول را از رگ گردن به خود نزدیک تر میبینیم و شروع میکنیم به تعیین اهداف و چشم انداز ها. همینجوری هم بدون برنامه و فکر. به قول خودمون جو گیر میشیم!!! یه کمی که میگذره و پیچ و خم های زندگی زیاد میشه، قول و قرارهامون یادمون میره و هر سالمون میشه مث سال های قبل بدون اینکه به اهداف و آرزوهامون برسیم.

همانطوری که واسه سفر رفتن سعی میکنیم روز ها، گاهی هفته ها و گاهی ماه ها قبل تدارکات سفر(خرید بلیط، رزرو هتل و …) را مهیا کنیم و چمدان و کوله پشتی سفر را با تمام ملزومات مورد نیاز سفر ببندیم، برای ورود به سال جدید هم باید از همین اسفند ماه توشه ها و بساط سفر را جمع و جور کنیم و هنگام تحویل سال، سفر را رسما آغاز کنیم. نه اینکه تازه برای سفر برنامه ریزی کنیم.

تا اینجا نصیحت و پند و اندرز بسه!

قراره چی کار کنیم؟ تو خودت میخوای چی کار کنی؟

۱- یه دفتر و کاغذ جور کن. خودکار یا مدادم یادت نره. شروع کن هر کاری که دوست داری انجام بدی رو لیست کن. هر چی میاد توو ذهنت رو بنویس.

۲- حالا شروع کن به اولویت بندی خواسته هات. یه سری از خواسته هات پیش نیازش چیزای دیگس. اونا رو به هم وصل کن. بعضی خواسته ها راحت تر دست یافتنیه. بعضیا سخت تر. سعی کن یه جوری اولویت بندی کنی که هم به سخت ها بتونی برسی هم به آسونا.

۳- قشنگ و تمیز کل برنامه امسالتو مدون کن. براشون با جزییات بیشتر آیتم بندی کن. اگر میتونی تخمین بزن کی باید به هدفت برسی. فقط منطقی به زمان ها نگاه کن. جو گیر بازی رو ولش کن

۴- در مورد برنامه ریزی روزانه و ماهانه حتما یه مطلب مفصل خواهم نوشت… پیگیر مطالب سایت باشین. (خودم میخوام اجراش کنم. وقتی اجراش کردم و تجربه کردم براتون از تجربم مینویسم)

 

اما خودم قراره چه کنم؟ توشه های کوله پشتیم واسه سال جدید چیه؟

اول، از همه ترک عاداتی که خیلی از ما هر ساله داریم با خودمون میبریم و ترکش نمیکنیم. مثل عصبانیت و زود از کوره در رفتن و خیلی چیزای دیگه

دوم، یه دفتر برنامه ریزی واسه همه ی روز های سال جدید که بشه حساب شده گذروندش

سوم، یه عالمه عشق و محبت و مهربانی برای همه. خانواده، دوست، هموطن، آدمیزاد، طبیعت و …–اینجوری بگم که وقتی تو با عشق و محبت کاری رو برای کسی بکنی، یهو همه ی عالم بهت عشق میورزن. یهو زندگیت میشه گلستان.

چهارم، نوشتن. باور کنید نوشتن بهترین عادتیه که میشه افکار رو دسته بندی کرد و ثبتشون کرد. وقتی بنویسی انگار به افکارت متعهد شدی و این تعهد زندگیتو به بهترین حال متحول میکنه

پنجم، باور — باور به اینکه تو میتوانی تغییر کنی، تو میتوانی چشم هایت را بر روی زشتی های دنیا ببندی و فقط خوبی هایش را ببینی

ششم، شکرگذاری —  فکر میکنم یه توشه ی مهم هر کوله ای باید شکرگذاری باشه. وقتی شکرگذار باشی یعنی رضایت داری از همه چی و از همه مهمتر شکرگذاری چیز های جدیدی رو برای تو به ارمغان میاره. دقت کردین وقتی از کسی که کاری براتون کرده تشکر میکنین، دفعه دیگه با رغبت بیشتر براتون کار انجام میده. این رسم دنیاس. هر عملی عکس العملی دارد!

هفتم، لبخند… بخند!بخند دیگه!! میبینی یهو حالت خوب میشه.

 

شما هم کوله پشتی سال جدیدتون رو ببندین و بنویسین. اینجا میتونین اطلاعات بیشتر رو بخونین.

با توجه به امکان جدیدی که به پیام رسان تلگرام با عنوان “کانال” اضافه شده، وبلاگ کوله پشتی هم با هدف اطلاع رسانی از مطالب خود و همچنین گردآوری بهترین مطالب، لینک ها، فیلم ها و عکس های منتشر شده در سراسر وب و انتشار آن ها در حوزه های مختلف(مدیریت، فناوری اطلاعات، بازاریابی، تبلیغات، موفقیت و …)، کانالی را در تلگرام به آدرس زیر ایجاد کرده است. شما می توانید با عضو شدن در آن از بهترین های منتشر شده در وب مطلع گردید.

telegram.me/kooleposhtiblog

این روزها شبکه اجتماعی اینستاگرام یک بازار داغ برای هر کسب و کاری شده. کسب و کار های خانگی، فروشگاه های اینترنتی، برگزار کنندگان سمینار ها و همایش ها، شرکت های تولیدی و … به هر نحوی در مورد محصولات و خدمات خود در اینستاگرام در قالب یک عکس اطلاع رسانی می کنند. اکثرا به دنبال این هستن که چگونه تعداد فالوئر هاشن رو زیاد کنن و یا تعداد لایک های عکس هایشان افزایش یابد. در این مقاله قصد دارم تا چند تکنیک کاربردی را برای جلب توجه بیشتر کاربران به عکسهای منتشر شده معرفی نمایم.

۱- از فیلتر Mayfair استفاده کنید.

تحقیقات نشان می دهد که کاربران اینستاگرام اغلب علاقه ای به استفاده از فیلتر برای انتشار تصاویرشان ندارند(#noFilter). اما با این حال میزان اینتراکشن یا تعامل با تصاویر، برای عکس هایی بیشتر است که از فیلتر Mayfair استفاده می گنند. این بدین معنا نیست که حتما از فیلتر Mayfair استفاده کنید. بلکه به تناسب عکس و زیبایی می توانید از این فیلتر استفاده نمایید. یادتان باشد که بعد از فیلتر Mayfair، عکس های بدون فیلتر دارای بیشترین تعامل هستند.

1-insta- analyze filter

۲- عکس های آبی طرفداران بیشتری در اینستاگرام دارد.

تحقیقات در بین ۸،۰۰۰،۰۰۰ عکس در اینستاگرام نشان می دهد که عکس هایی که رنگ غالبشان آبی است، نسبت به عکس هایی که رنگ غالبشان قرمز است، ۲۴% لایک بیشتر دارند. بنابراین استفاده از رنگ های آبی در ساخت عکس های تبلیغاتی می تواند تاثیر بیشتری داشته باشد.

Make-Blue-Your-Dominant-Color-in-Instagram-Images

 

۳- عکس هایی که دارای یک رنگ غالب هستند طرفدار بیشتری دارند.

عکس هایی که دارای یک رنگ غالب هستند، ۱۷% بیشتر از عکس هایی که دارای چندین رنگ هستند لایک میگیرد.

Create-Instagram-Images-with-One-Dominant-Color-Only

برای تاثیرگذاری حداکثر می توانید عکس ها را با ۶۰% رنگ آبی و با دو یا سه رنگ دیگر مثل قهوره ای و نارنجی که مکمل آن است ترکیب کنید. می توانید از سایه روشن های قهوه ای و نارنجی برای برجسته کردن رنگ آبی استفاده نمایید. همچنین می توانید فقط از سایه های آبی استفاده کنید. اضافه کردن رنگ های خنثی مانند سیاه، خاکستری و سفید نیز می تواند تاثیرگذار باشد.

۴- فضای پس زمینه بیشتر، لایک های بیشتری دارد!

عکس هایی که فضای پشت زمینه آن ها بیشتر است، ۲۹% بیشتر از عکس هایی که فضای پس زمینه آن ها کم است لایک میگیرند. دلیل آن هم واضح است، وقتی عکسی را تهیه میکنید که بک گراند بیشتری دارد، بیشتر تمرکز بر شی موجود در عکس می شود و درگیری مخاطبان بیشتر می شود. مثل تصاویر ماکرو

Make-Your-Instagram-Images-Spacious

 

خیلی از ما بنا به محل تحصیل، موقعیت مکانی شغل و قرار گیری محل سکونتمان و به دلایل مختلف هر روز به اجبار از مترو در کنار دیگر وسائل حمل و نقل عمومی استفاده میکنیم. خیلی از ما با وجود داشتن وسیله شخصی به دلیل صرفه جویی در زمان و گیر نکردن در ترافیک های سنگین و یا به دلیل مقرون به صرفه بودن مترو، اتوبوس و بی آر تی و …. از وسیله شخصی استفاده نمیکنیم. بعضی از ما ها هم به دلیل حفظ محیط زیست و توجه به آلودگی هوا و وظیفه انسانی از وسیله شخصی استفاده نمیکنیم. هزاران دلیل دیگر می تواند وجود داشته باشد که ما از مترو و دیگر وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نماییم.

اما عده ای هم هستند که به دلیل شلوغی مترو و اینکه نمی توانند جایی برای نشستن پیدا کنند و یا احساس خفگی و تنگی نفس تمایلی به استفاده از مترو ندارند. عده ای از سالمندان هم هستند که همیشه با شلوغی مترو دچار مشکل می شوند. اصلا از یک زاویه دیگر به موضوع بنگریم… من به یک مراسمی دعوت شدم که مجبورم یک تیپ رسمی و کت و شلوار بپوشم و کمی به سر و وضع خودم برسم. از همان لحظه که وارد ایستگاه مترو می شوم همه چشم ها به دنبال من است و قطعا این نوع پوشش مناسب مکانی مثل مترو نیست. پس به همین سادگی من وسیله شخصی را برای مراجعه به مراسم انتخاب میکنم و …. دیگه خودتون میدونید، آلودگی و ترافیک و اعصاب خوردی و ….

همه این ها را گفتم که این مشکلات را حس کنید که چرا ما خیلی از وقت ها که می توانیم از مترو برای حمل و نقل استفاده کنیم، چطور به سادگی آن را با وسیله شخصی جایگزین میکنیم. اما یکی از راه حل های این مشکل چه می تواند باشد؟ با وجود این همه ایستگاه و پله برقی و …. اگر یک قسمت ویژه به عنوان VIP در نظر بگیرند که شما با تهیه یک کارت با مبلغی معین و به نسبت دیگر کارت های مترو گران تر بتوانید از طریق آسانسور موجود در ایستگاه استفاده کنید تا به محل VIP ایست قطار برسید. اگر در قطار یک واگن VIP در نظر بگیرند که دارای صندلی های راحت هست و تهویه مناسب دارد و ازدحامی وجود نداشته باشد و به نوعی از سایر واگن ها جدا باشد و فقط بتوان با کارت مخصوص وارد آن شد، سالمندان، کسانی که بچه دار هستند و کسی که با تیپ رسمی و متفاوت میخواهند به مراسمی بروند دیگر از وسیله شخصی استفاده نمیکنند.

قسمت VIP  مزیت های زیادی دارد که قطعا هزینه بیشتری را میطلبد و همه از این نوع سرویس همیشه استفاده نمیکنند اما امکاناتی را می دهد که عده ای را قطعا جلب میکند و خود می تواند گام مثبتی برای جلوگیری از استفاده از وسایل شخصی گردد. خدمات اضافی دیگر نیز می تواند در کنار آن ارائه گردد که سرویس های تاکسی ویژه از درب ایستگاه مترو با قیمتی مناسب شخص را به مقصدش برساند. بنابراین بسیاری از سفرهای درون شهری به جای آنکه در خیابان ها با ترافیک سنگین انجام شود، قسمتی از آن در زیر زمین و با سرعت بالا انجام میپذیرد. بنابراین یک آژانس یا تاکسی از شمالی ترین نقطه شهر مجبور نیست تا به جنوبی ترین نقطه برود و برگردد و باعث افزایش آلودگی و ترافیک گردد. تنها کاری که میکنند از نقطه مبدا به نزدیک ترین ایستگاه مترو می روند.

شاید تغییراتی کوچک بتواند تاثیرات شگرفی را داشته باشد….

در این سال ها آنقدر تکنولوژی پیشرفت کرده و فناوری های جدید آمده که دیگر اکثر جامعه از هر سنی را آلوده خودش کرده. یک زمانی داشتن اینترنت دایال آپ قیژ قیژی(!) اوج به روز بودن بود؛ یک زمانی داشتن اینترنت ۱۲۸ ای دی اس ال. اما امروزه دیگه توو هر خونه ای یک اینترنت با سرعت مناسب پیدا میشه. پی سی و لپ تاپ و تبلت و موبایل هم که فراوان!

در این میان افرادی را می بینیم که به شدت طرفدار تکنولوژی و دیجیتالی بودن هستن و به قول عوام خیلی up-to-date هستن. یک عده هم که کلا به داشتن موبایل ۱۱۰۰ چراغ قوه دار نوکیاشون افتخار میکنن که آلوده تکنولوژی های جدید نیستن. اصرار بر استفاده ۱۰۰% از تکنولوژی و یا دوری از تکنولوژی و استفاده از روش های سنتی هر دو بحث بر انگیز است. به عنوان مثال یک عده کلا دور کتاب های کاغذی را خط می کشند و فقط کتاب الکترونیکی می خوانند و یا یک عده می گویند کتاب دیجیتالی اصلا حال نمی دهد! به عقیده من -به عنوان کسی که خودش بیشتر زندگیش توو تکنولوژی و دنیای دیجیتال گذشته- هر دو در موقعیت های مختلف مفید است. به نظر من باید حد وسط را گرفت. گاهی لذت خواندن در داشتن یک کتاب کاغذی با بوی کاغذ و لذت صدای تورق صفحات است و گاهی لذت در خواندن در یک دیوایس الکترونیکی با امکاناتی نظیر جستجو در متن و یا هایلایت کردن کتاب و به اصطلاح بوکمارک کردن کتاب برای جستجوی راحت تر بعدی.

شاید مثال دیگر استفاده از دیکشنری باشد که  محمد رضا شعبانعلی عزیز عکسی را در اینستاگرامش گذاشت با محتوای یک دیکشنری آکسفورد که سالیان درازی است در کیفش همراهش است. خودش زیر متن عکس نوشته که “شاید بهم میگید که نسخه دیجیتال هم داره و به سادگی میشه نصبش کرد”. محمد رضای عزیز به خوبی در ادامه کپشن عکس به خوبی استدلال کرده چرا از نسخه کاغذی استفاده می کند.

من میخواهم یک چیز را بیشتر تاکید کنم و آن لذت است. شما باید در زندگی از آنچه دارید و انجام می دهید لذت ببرید. شاید برای کسی که به دنبال یادگیری است، جستجوی یک لغت در دیکشنری کاغذی بیشتر لذت بخش باشد و در حافظه اش بماند(مثل محمد رضا) تا کسی که فقط به دنبال آن است که در زمانش صرفه جویی کند تا معنای لغتی را با جستجو در گوگل ترنسلیت بفهمد(نه اینکه یاد بگیرد) و لذت هایشان در جایی دیگر ببرد. عده ای هم شاید باشند از هر دو روش در جایگاه خودش استفاده کنند و لذت ببرند. یا لذت نوشتن با دست خط روی کاغذ و یا نوشتن با کیبورد و هزاران مثال دیگر…اصرار در دیجیتالی ماندن یا قدیمی ماندن بی فایده است. کاری را بکن که از آن لذت میبری… خودت را محدود به دنیای دیجیتال و یا دنیای کهن نکن…برای آنچه انجام میدهی دلیل منطقی خودت را داشته باش، حرف ها و تبلیغات دیگران که اصرار در دیجیتالی شدن و یا نشدن دارند فقط تو را محدود تر میکند…

 

mrshabanali instagram

عکس و متن منتشر شده در اینستاگرام محمد رضا شعبانعلی: این یک #دیکشنری کوچیکه که الان برای چهاردهمین سال متوالی توی کیف منه. لغتها رو خیلی ساده توضیح داده و همیشه ازش استفاده میکنم. . احتمالا بهم میگید که نسخه دیجیتال هم داره و به سادگی میشه نصبش کرد. . کاملا درسته. فقط من طی تمام این سی سال اخیر که تقریبا تمام زندگیم صرف #یادگیری شده به نتیجه رسیده ام که دانستن قدر و ارزش هر موضوع با انرژی و وقت و پولی که صرفش میکنیم رابطه داره. . نرم افزار دیکشنری روی گوشی به سرعت فراموش میشه و عادت استفاده ش از بین میره. حتی لغتی که از روی اون یاد میگیریم سخت تر به خاطر سپرده میشه. من به خاطر جابجایی روزانه این دیکشنری، خودم رو مقید میدونم ازش استفاده کنم تا وزنش در کیفم توجیه داشته باشه و به خاطر زمانی که لا به لای کاغذها در جستجوی لغت میگردم، ناخودآگاه مغزم کلمه رو راحت تر به خاطر میسپره. چون میدونه که اگه این کار رو نکنه فردا دوباره این مسیر تکرار میشه. بعضی ها میگن تنبلها خلاق میشن. چون دنبال راهکار ساده میگردن. اما به نظرم تنبلها هیچی نمیشن. چون حتی حال ندارن دنبال راهکار ساده بگردن. همیشه باورم این بوده که #شیطان در مسیرهای ساده و میان برها لانه داره.

 

 

پ.ن: قبلا این موضوع را در draftهای وبلاگم گذاشته بودم و متنش را کامل نکرده بودم، اما عکس اینستاگرام محمد رضای عزیز انگیزه لازم را برای انتشار این مطلب کوتاه به من داد.

 

 

زندگی در شهرهای بزرگی مثل تهران که اکثر روزهای آن هوایی آلوده دارند، روزهایی پاک با آسمان آبی جزء آرزوهایمان محسوب می شود. این روز ها کمپین‌هایی برای حفاظت از محیط زیست و طبیعت به ویژه داشتن آسمانی آبی ایجاد شده. اما من میخواهم از آسمان آبی در فضای مجازی به ویژه شبکه اجتماعی لینکدین صحبت کنم.

بسیاری از شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، توییتر، گوگل+ و … برای ایجاد ارتباط راحت تر با دوستان، اقوام و … شکل گرفته. هدف این نوع شبکه های اجتماعی تخصصی نیست و مطالب مختلفی از آدم های مختلف با سن و سال های مختلف به صورت فیلم، عکس، متن به اشتراک گذاشته می شود.

در این میان شبکه اجتماعی لینکدین به منظور شکل گیری روابط تجاری با یکدیگر ایجاد شده است. شما با وارد کردن تحصیلات، شغل ها، مهارت ها و دانش هایی که دارید می توانید با دیگر افراد مرتبط شوید و شبکه ای از افراد مرتبط با کسب و کار و تخصصتان ایجاد کنید. اگر شما صاحب کسب و کاری هستید و به دنبال نیروی انسانی هستید می توانید افراد با مهارت های مختلف را شناسایی و به آنان پیشنهاد کار دهید و یا اگر جویای کار هستید می توانید اکانت شرکت ها را دنبال کنید و کار مناسب خود را بیابید.

در این شبکه هم مثل سایر شبکه های اجتماعی امکان به اشتراک گذاری مطالب گذاشته شده است. به شخصه در لینکدین افرادی را دنبال میکنم که به کسب و کار و تحصیلاتم مرتبط باشند و انتظار دارم مطالبی که در این شبکه به اشتراک گذاشته می شود، مرتبط با کسب و کار و تخصص ام باشد تا بتوانم از آن ها استفاده کنم و دانش خود را به روز نمایم. اما مدتی است که یک عده هویت این شبکه را درک نکرده اند و مطالبی با عنوان های مختلف مثل “عکس هایی دیده نشده از ترانه علیدوستی و دخترش” منتشر می کنند و جالب است که انتشار دهنده ی آن CEO فلان شرکت است!!! بیایید هوای آبی لینکدین را مثل هوای شهرهایمان آلوده نکنیم و آرزوی داشتن آسمان آبی را نکنیم. بلکه تلاش کنیم و آسمان را آبی نگه داریم.

هر شبکه اجتماعی به یک منظوری برای ارتباط با دیگران ایجاد شده. استفاده درست از این شبکه ها را یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد دهیم. هر مطلبی و هر حرفی جایی برای گفتن دارد. هر جایی را برای حرف زدن و انتشار مطالبمان انتخاب نکنیم.

باز نشر این نوشته و اطلاع به دوستان می تواند به هوای آبی شبکه های اجتماعی کمک کند…

 

بارها برای همه ما پیش آمده که در زندگی دچار یک سری اتفاقات ناخوشایند شده‌ایم؛ گاه اتفاقات کوچک و گاه بزرگ. شاید براتون اتفاق افتاده باشه که هنگام رانندگی خیلی نزدیک بوده که با ماشینی تصادف کنید اما ناگهان ترمز کرده‌اید و فقط یک استرس به شما وارد شده و اتفاق خاصی نیافتاده، در صورتی که می توانست منجر به یک خسارت زیان بار شود. مثال‌های خیلی زیادی هست که در طول روز با آن ها مواجه می شویم.

همه‌ی این اتفاقات تلنگر هایی هستند برای ما که به زندگی بیشتر توجه نماییم و در مسائل روزمره بیشتر تامل کنیم. خیلی از اتفاقات رخ می دهند تا ما را آگاه کنند. اگر با تامل در اتفاقات و با بررسی عوامل رخداده بتوانیم رابطه هایی را کشف کنیم، آن وقت می توانیم از وقوع دوباره‌ی آن‌ها جلوگیری کنیم تا هر لحظه از زندگی ما به بهترین وجه رغم بخورد. شاید اگر در هنگام رانندگی حواسمان به تلفن همراهمان نبود، آن تصادف رخ نمیداد. و یا اگر…

تا اینجا آنچه را که گفتم از توجه و تامل به اتفاقات بد زندگی بود که با آگاهی از خطر ها و اتفاقات وحشتناک و غمناک دوری کنیم. اما این توجه به زندگی محدود به اتفاقات بد نیست. همیشه اتفاقات خوش زندگی را نیز بررسی کنید. مثلا یک روز شما آنقدر بی حوصله اید که حال مهمانی رفتن ندارید. اما با اصرار والدینتان به زور به مهمانی می روید. پس از مدتی معاشرت با دیگران یهو سر حال می‌شوید و تا آخر مهمانی حسابی بهتون خوش میگذره! این یک اتفاق خوشایند است که باعث شادی شما شده. با بررسی و تامل در این اتفاقات خوش شاید متوجه شوید که دلیل این بی حوصلگی شما، در خانه ماندن و عدم معاشرت با دیگران و دوستانتان است. بنابراین عواملی که باعث بروز اتفاقات خوب و خوش شده را نیز بررسی کنید و آن ها را در زندگیتان ادامه دهید.

یک تلنگر خوب یا بد به این دلیل است تا ادامه زندگی را با دقت بیشتری سپری کنیم و قطعا خواست همه‌ی ما این است که ادامه‌ی زندگی خوش و شیرین باشد. پس به تلنگر‌هایی که زندگی به شما زده بیشتر توجه کنید…

مثال های متعددی از این اتفاقات خوب و بد در زندگی همه‌ی ما بوده. شما می توانید این اتفاقات و درس هایی که از آن ها گرفته‌اید را در بخش نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

هدف از این متن اینه که نگاهمون رو نسبت به تغییر کردن کمی عوض کنیم و منطقی تر به اون نگاه کنیم تا به جای پیچیده بودن، کمی تغییر را آسان تر ببینیم.

همه‌ی ما بار ها تغییر کردن را تجربه کرده‌ایم. اما گاهی از اون دلسرد شدیم و دیگر توان تغییر کردن را در خودمون نمی‌بینیم. بذارید با یک مثال موضوع را روشن‌تر کنم. فرض کنید شما یک آدمی هستید که اهل مطالعه نیستید و تصمیم به تغییر گرفته‌اید که اهل مطالعه شوید. احتمالا اولین قدم شما اینه که وارد کتاب‌فروشی می‌شوید و انگیزه‌ی فراوانی برای تغییر دارید و ممکنه چندین کتاب قطور خریداری کنید. با همون انگیزه فراوان تصمیم میگیرید روزی ۴ ساعت یا ۲۰۰ صفحه مطالعه کنید (جو گیر شدن بیش از حد). همین جو گیر شدن و منطقی نبودن خود یک عاملی است برای عدم تغییر؛ پس از مدتی از مطالعه کردن زده می‌شوید و به همین راحتی دست از تغییر می‌کشید. اما راه حل منطقی برای تغییر چیست؟

 

۱- ایجاد انگیزه در خود و تعریف هدف

همیشه شرایطی را که در آن تصمیم به تغییر میگیرید را به خاطر بسپارید. حتی میتوانید اون شرایط را بر روی کاغذ توصیف کنید. اون شرایط میتونه انگیزه‌ی خیلی خوبی واسه شما باشه. اما قطعا در یک لحظه نمیشه همه‌ی راه را پیمود. بنابراین هدف و چشم انداز خود را تعیین کنید که به چه نقطه‌‌ای تمایل دارید برسید. اهداف خود را نه خیلی کوچک تصور کنید و نه خیلی آرمانی و دست نیافتنی. سعی کنید نقشه‌ی راه را برای خود کمی شفاف کنید و بدانید به کجا قرار است برسید. تغییر بدون هدف مانند قرار گرفتن در مسیری است که انتهایی ندارد و سرانجامش بی راهه هایی است که چندان جالب نیست!

۲- تقسیم بندی هدف به اهداف کوچکتر

حالا که هدف و چشم انداز خود را در نظر گرفتید و با انگیزه می‌خواهید وارد مسیر تغییر شوید،اهدافتان را به اهداف کوچک دست یافتنی تقسیم کنید. اما اهداف را نه آنقدر کوچک فرض کنید که هیچ چالشی برای شما ایجاد نکند و نه اینکه خیلی بزرگ تصور نکنید تا اصلا نشه به آن برسید.

۳- مداومت و اصرار بر انجام اهداف کوچکتر

عادت و تغییر خیلی شبیه هم هستند. همانطور که باید مدت ها یک کار مداوم را انجام دهید تا به عادت تبدیل شود، برای تغییر نیز نیاز به مداومت و تکرار داریم. تغییر یک شبه اتفاق نمی‌افتد. بنابراین سعی کنید با تکرار های روزانه به اولین هدف کوچک خود برسید و آهسته آهسته با پیمودن اهداف کوچکتر در نهایت به هدف نهایی خود برسید. یادتان باشد باید همیشه بر اجرا شدن اهداف کوچک خود اصرار ورزید. این اصرار به انجام کار، تمرینی است برای تغییر‌های کوچک که سرآغاز تغییرات بزرگ است.

اگر روزی نتوانستید بر انجام و تکرار تغییرات کوچک خود اصرار ورزید، نگران نشوید. انسان همیشه خطا کار است و گاهی انگیزه ها و اهداف خود را فراموش می کند. از اینکه خود را سرزنش کنید که من نمیتوانم تغییر کنم و من همون آدم قبلی هستم و خواهم ماند، به شدت دوری کنید!!! در عوض سعی کنید به دنبال دلایل ضعف خود باشید که چرا از مسیر تغییر دور شده اید و تجربیات خود را یادداشت کنید و دوباره مسیر تغییر را از سر بگیرید. مطمئن باشید همه‌ی این ضعف ها قسمتی از مسیر تغییر است. اگر تغییر ساده بود همه‌ی آدم ها موفق بودند. اما چون تغییر سخت است، بنابراین انسان های قوی شایسته‌ی کسب مدال تغییر هستند. بنابراین همه چیز طبیعی است که شما بار ها در مسیر تغییر شکست بخورید. اما سرانجام شما باید پیروز این میدان باشید. این جمله را همیشه تکرار کنید 🙂

مثال: برای همان کتاب خواندن، شما هدف بزرگ خود را این فرض میکنید که در عرض یک سال یک کتابخانه‌ی ۵۰۰ تایی از بهترین کتاب‌های منتشر شده داشته باشید که همه را خوانده‌اید. اما شمایی که روزانه هیچ مطالعه مفیدی نداشتید و کتاب‌های قطوری نخوانده‌اید نمی‌توانید یک شبه چند صد صفحه کتاب را با دقت بخوانید. بنابراین اهداف کوچکتر شما این می‌شود که روزانه ۲۰ صفحه کتاب را با دقت بخوانم. پس از مدتی تکرار، یواش یواش تعداد صفحات را زیاد می‌کنید و اینگونه به هدف نهایی خود می رسید.

۴- وسیعتر کردن دامنه تغییرات تا رسیدن به هدف نهایی

در هر مرحله که شما به اهداف کوچکتر خود دست می‌یابید، یک سری سختی هایی را تحمل کرده‌اید که تجربیات ارزنده‌ای را با خود به همراه داشته. بنابراین شما از آدم قبلی به یک آدم جدید تبدیل شده‌اید و این یک تغییر است. حالا وقت اون رسیده خود را کمی بیشتر به چالش بکشید. هدف بعدی خود را کمی بزرگتر از هدف قبلی در نظر بگیرید تا با تلاش بیشتر و کسب تجربه بیشتر، تغییرات بیشتری داشته باشید.

 

تغییر به نظر ساده می‌آید اما باور کنید اگر به دید یک سیستم به اون نگاه نکنیم و با اصول درست آن را پیش نبریم، هرگز موفق به تغییر نخواهیم شد. در مورد تغییرات خود سعی کنید یک برنامه تدوین کنید و روی هر قدم هوشمندانه تفکر کنید.

 

همیشه دوست داشتم مسائل مدیریتی را در قالب مسائل زندگی بیان کنم تا ملموس تر باشه، بنابراین مطالب بالا را می توانیم به تغییرات مدیریتی یک سازمان تعمیم دهیم. در اینجا اهداف کوچکتر باید هوشمندانه تعیین شوند تا از منابع سازمان به صورت بهینه استفاده گردد.

برای تغییر، یک کار متفاوت انجام بده

برای تغییر، یک کار متفاوت انجام بده